
نوشته اصلی توسط
heaven65
همسر من صبح از دست من ناراحت شد چون بهش سلام نکردم ا.مد با لحن تندی گفت :الیک السلام
من چون از دستش خیلی ناراحت بودم اما با این حال داشتم تند تند صبحانه آماده می کردم تا گرسنه نره.در مواقع شبیه به این می گفتم :ببخشید حواسم نبود سلام .اما این بار گفتم اونقدر صبح بد اخلاقی کردی که دل خوش برای آدم نمی زاری عدم رفتار جرات مندانه كه مصاديق اصلي اون، استفاده از جملات "تو" به جاي جملات"من" هست! اين نوع رفتار يعني پرخاشگري! / مصداق دوم اون قهر است! فرد جرات مند نيازي به قهر كردن نداره/ نيازي به متلك گفتن نداره وقتي مي تونه با استفاده از تكنيكهاي گفتگو حرفش رو بزنه! پس نيازي به اين نوع رفتار منفعلانه نبود! حرفتون رو با صراحت، با استفاده از تكنيك xyz مطرح مي كرديد و براي حقوق ايشون احترام قائل مي شديد.
. مثلا مي گفتيد: وقتي صبح اول وقت،(موقعيت x) تو رو خوشحال نمي بينم و ناراحتي، (رفتار y) احساس بدي دارم و من هم ناراحت و پكر مي شم (احساس z)
اين اصلا با سلام نكردن، قهر كردن، و هزاران كار ديگه حل نمي شه!!!
بعد از آماده کردن صبحانه رفتم شلوارشو که داشت تمیز می کرد رو ازش گرفتم و گفتم تو برو صبحانه بخور من تمیزش می کنم .اما بهم گفت تو اونقدر بی شعوری که بلد نیستی باید به بزرگترت سلام کنی منم گفتم تو که فحش می دی باید چه اسمی برات گذاشت گفت ساکت شو و لال شو.من ادامه ندادم .اما می دونستم ظهر که بیاد این در نهایت منم که محکوم میشم .با این حال از این که پایین توی انبار داشت بار خالی می کرد و گرسنه بود براش صبحانه بردم اما باز با بی محلی رو به رو شدم .آیا این ترس از محکوم شدن و دلسوزی برای گرسنه بودنش نشون از انفعاله؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)