با شوهرم حرف زدم و گفتم شلواری رو که دوست نداره نمی پوشم. ولی از نظر خودم ایرادی نداره. ضمن اینکه نزدیک دو ساله که دارم همین شلوارو می پوشم و دیگه کهنه شده! گفت من از دست پدر و مادرت ناراحتم!!!! و برگشت سراغ دعواهای قبلی.
.
وقتی به من گفته بود از خونه برو بیرون. تلفنی به مادرم گفتم. گفت نمی تونه همچین کاری کنه و ازش شکایت می کنیم و شوهرم شنید که اسم عقدنامه رو آوردم ...
.
پدر و مادر من خدا شاهده به جز محبت (محبت اضافی و منفعلانه) به شوهرم نداشتند. و بابت هیچ کدوم از کارهاشون نه تنها تشکری ازشون نشده بلکه شوهرم ظلبکارتر شده.
.
.
.
من 28 سالمه. شب ها خواب های بد میبینم و چندبار بیدار میشم و حالات افسردگی دارم. ریزش مو و پوستم هم کدر شده یه جوری خراب شده نه اینکه جوش زیاد بزنم ولی پوست شادابی نیست، زیر چشم هام گوذ شده و ...
توقف ذهن سطحی رو هم از روی توصیه های شما در همین تالار تمرین کردم. تنفس، پیاده روی، بخشیدن،... بهتر شدم.
من تحصیلات خوبی دارم. کار خوبی دارم. زیاد راضی نیستم ولی وقعیتش اینه که خوبه. قیافه نسبتا خوبی دارم. پدر و مادرم هم تحصیلات خوبی دارند و آدم های روشنفکری هستند. توی خانواده ما تقریبن فرزندسالاری بوده و من بچه ی اولم.
.
من داشتم برای پذیرش دکتری اقدام می کردم که ازدواج کردم و منتفی شد. فکر کردم عاشق شدم. راجع به شرایط، خودم خودم رو گول زدم. پدر و مادرم هم اهمیتی به پول نمی دادند. سه ساله زندگی ما با بی پولی و بی کاری شوهرم همراه بوده. خانواده اون کمکی به ما نکردند. حالا اوضاع مالی بهتره. شوهرم کار ثابتی پیدا کرده. و پر مدعاتر شده. من علی رغم همه این ها همیشه دوستش داشتم.
.
آقای دانشمند نوشته ی شما بهم انرژی داد. من ادامه میدم. بدترین ویژگی شوهرم اینه که کینه ایه. اهل تلافیه. و خیلی هم حساسه و اصلا انتقادپذیر نیست. بحث و گفتگو هم باهاش بی فایده است چون دائما موضوع رو منحرف میکنه.
.
.
.
من نباید قهر کنم. باید قوی باشم و باید به کارهای خونه برسم ... فردا باید برم سر کار... ممنونم. از این که هستید ممنونم. چه شعرهای خوبی نوشته بودید برای pooh. منم رفتم و حافظ رو آوردم و خوندم... ممنونم آقای دانشمند.
.









علاقه مندی ها (Bookmarks)