ببینید فکر کنم شما متوجه نوشته من نشدید یا شاید من بد توضیح دادم من نمیخوام بیام مشکلات زندگی اونها رو بگم و از شما بخوام اونها رو حل کنید . من فقط میخوام بدونم به عنوان یک دوست برادر پدر مادر اگر کسی در حال جدا شدن از همسرش باشه چگونه باید با او برخورد کنیم ؟ مواقعی هست که مشکلات دو نفر مشکلات اساسی نیست و بر میگرده به طرز رفتار دو نفر باهم به لجبازی اونها با هم . در اینجا هم دو نفر قصد طلاق ندارند فقط دوست من اینجوریه و همسرش نمی خواد طلاق بگیره . من نمیخوام الان بیام و تمام مشکلات اونها رو حل کنم. کسی که در حال جدا شدنه در بعضی مواقع داره احساسی تصمیم میگیره و بعدا از کار خودش پشیمون میشه . من فقط میخوام جوری باهاش صحبت کنم که هشداری باشه براش و فکر نکنه بعد از طلاق همه چی درست میشه . در حقیقت سوال من کلیه و کاری به جزئیات ندارم.
بالاخره ما نمیتونیم نسبت به اطرافیانمون بی نفاوت باشیم و اونها رو به حال خودشون رها کنیم گاهی ما در قبال دیگران مسئولیت هایی داریم. دوستانی هم که میان این مسائل رو مطرح میکنند به دلیل این حس احساس مسئولیت هست و از طریق راهنمایی های مشاوران هم یه جورایی میخوان به تقویت مهارتهای اجتماعی خودشون در برخورد بادیگران بپردازند که در نهایت در زندگی خودشون هم تاثیرات مثبتی داره. خب وظیفه مشاوران و روانشناسان اجتماعی هم همینه دیگه .








علاقه مندی ها (Bookmarks)