سلام دوستان؛ از همتون ممنونم که راهنمایی کردید، وقت گذاشتید و نظراتتون رو گفتید. اما فک کنم مشکل من لاینحله؛ توی این یک سالی که از شنیدن خبر ازدواجش می گذره خیلی سعی کردم، به هر دری زدم، از هرکسی کمک خواستم اما بی فایده بود تا اینکه الان به این انجمن رسیدم. اما مثل اینکه قرار نیست مشکل من حل بشه، نمی دونم قراره چی به سرم بیاد دیشب تو رختخواب درحالیکه توی خودم مچاله شده بودم آروم آروم با یه دست سرمو نوازش می کردم و با دست دیگه اشکامو پاک می کردم و با خودم حرف می زدم که: ناراحت نباش، مگه من مردم؟ خودم کمکت می کنم...
خیلی دردناکه، خداکنه هیچ کس مثل من نباشه، بعضی شبا تو خواب داد میزنم، بعضی مواقع تو تنهاییام عین دیوونه ها بدون دلیل می خندم و بعدش یهو اشکم در میاد. الان اومدم که این تاپیک رو برای همیشه ببندم. فک نکنم دیگه از دست هیشکی کاری بر بیاد فقط هرکی خواست کمکم کنه برام دعا کنه. من دیگه اینجا سر نمی زنم اما با این وجود با اینکه امیدی ندارم کسی بتونه کاری برام بکنه ایمیلمو می زارم که شاید یکی پیدا شد و راهنماییاش تونست نجاتم بده.
خداحافظ همگی، همتونو دوست دارم برام دعا کنید. یاعلی
Bluesoft20@outlook.com