سعید عزیز درود بر شما
با اینکه شاید سنی نداشته باشم در پیشگاه دوستان از جمله خودت ولی دوست داشتم به یه نحوی باهات همدردی کرده باشم و کمی صحبت شاید به کارت بیاد بلاخره 2تا مرد خیلی بیشتر می تونن همو درک کنن همون طور که دو خانوم بیشتر از یه خانوم و اقا می تونن هم حسی ایجاد کنن بین خودشون
به هر حال از این واقعه ای که برات اتفاق افتاده بسیار ناراحت شدم و به یه نحوی با ورود به این همدردی شکه چرا که با دیدن اینگونه خیانت ها یکمی دو دل شدم برای برقراری رابطه جهت ازدواج
ولی تمام این بی ملاحظاتی ها به نظر من که نظر کارشناسی نیست ولی از دیدگاه من دست خود ادم هستش به هر حال خدا یه قوه ی ای به طرف مقابل یا انسان داده که اونم قدرت تفکر و تعقل هستش و بعد اون قدرت انتخاب
نمی خوامم بحث رو به بیراهه ببرم
ولی بازگشایی تموم گره های این مشکل فقط به دست خودت باز میشه بلاخره مرد هستی و غیرت مردونه خودت اجازه پذیرش این رابطه رو به یه نحوی نمی ده و از طرفی طبق گفته های خودت نمی تونی اشک های همسرتو ببینی بازم تو این موقعییت بهت حق می دم ولی اول و اخر تصمیمات با شماست نه من و نه کسی می تونه بهت بگه که زندگیت رو به سمت و سوی طلاق ببری و یا اینکه تموم موضوعات رو فراموش کنی این شمایی که کلاه خودت رو باید قاضی کنی که هدفت از زندگیت چی بوده و هست
شما در هر حال باید با خودت کنار بیای و تصمیمی بگیری و با کمک همون تصمیم هم از فشار هایی که رو شما هست که منجر به تموم مشکلات اعم از درسی و شغلی و..... کاسته شه
پس در وحله ی اول هدفت رو از این زندگی فعلی پس از فهمیدن این موضوع رو اعلام کن یا بخشیدن و فراموش کردن تموم مسائل و یا جدایی و .........








علاقه مندی ها (Bookmarks)