به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Threaded View

  1. #9
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت نمایش پست ها
    1386/7/8

    به علت خاطره منفی از ارتباط قبلی ، احساس بدی نسبت به ازدواج دارم ، یا خودم رو دارم سرزنش می کنم و یا یادآوری رفتارهای اون آزارم میده
    اما همچنان خواهان همدم و همراه و شریک برای زندگی ام هستم


    مراجع محترم، اگر مقالات بخش مشاور ازدواج را در سایت همدردی مطالعه کرده باشید متوجه می شوید، قضیه ازدواج فراتر از یک احساس محض هست. مخصوصا مقاله اگر چنین هستید صبر کنید ازدواج نکنید.
    اما برای اینکه بتوانید احساسات خود را مدیریت و کنترل کنید و در راهی قرار دهید که آرامش شما را افزون کند، نیاز است که اول بخواهید.
    احساس مانند یک بذر است که در ذهن ما کاشته می شود.
    اما این احساس نیاز دارد که مرتب آبیاری شود. وقتی شما در خلوت و تنهایی خود و با هر حادثه آن را در ذهن خود بازنمایی می کنید، در واقع دارید آنرا رشد می دهید.
    هیچ راهی برای خلاصی از یک احساس مزاحم وجود ندارد مگر اینکه وقت های خود را با موضوع دیگر پر کنید. و انرژی های خود را در مسیر سازنده زندگی قرار دهید.
    تا وقتی که برای احساسهای لذت زا خود زمینه را مساعد می کنیم و به دنبال رشد این احساس هستیم باید هزینه های تنش زای آنرا بپردازیم.
    شما برای ازدواج باید بدانید که دنبال چه معیارها و شرایطی در همسرآینده تان می گردید و روی آنها فکر کنید و برنامه بریزید و مشورت کنید.
    همچنین با فکرهای اتوماتیک در مورد فردی ( همسر سابق ، نامزد قبلی ، خواستگار گذشته) که برای شما تنش ایجاد می کند، ذهن خود را مشغول نکنید.

    تنهایی هایتان را با موزیکها ، عکسها یا ....، که شما را به یاد آن می اندازد پر نکنید.
    تفریحات جایگزین، کارهای جایگزین و افکار جایگزین را انتخاب کنید و به هنگام عودت چنین افکاری ، آنها را جایگزین کنید.
    هم اکنون ، تعارضی که شما با آن دست به گریبان هستید، تعارض بین فکر و احساس هست.
    شما به درایت فهمیده اید که ازدواج بیش از یک احساس رویایی و یک رابطه عاطفی هست و می دانی که ازدواج به شرایط و معیارهای خاص خود نیاز دارد. و از طرفی احساست تو را به نفع لذت ( حتی لذت منفی) به سوی خود می کشد.
    معمولا اضظراب و نگرانی بهایی هست که برای لذتهای اینچنین پرداخت می کنیم و اگر به مرور زمان چنین احساسی شدید شود ، مسائل منطقی را تحلیل می دهد و ازدواج را به نفع خودش حل می کند و تازه اول مشکلات ازدواج می شود.

    شما نمی توانید مرتب حال و آینده ی خود را به خاطر اشتباهات گذشته تان تباه کنید . رابطه ای بوده که هم اکنون تمام گشته است ؛ این نه عشق است، نه احساس است و نه ..... این تنها یک روند پرتنش فریبنده برای ارضاء لذت هست و به قیمت بازی کردن با زندگی خویش تمام می شود.

    سابقه تلخی هایی که در زندگی چشیده ای، و احساسهای غمی که تجربه کرده ای، احساسهای تو را فوق العاده تحریک کرده است. و هم اکنون بخش احساسات شما بسیار فعالتر از بخش منطقی کار می کند، مانند فرد بدنسازی که فقط روی یکی از عضله های خود مرتب کار می کند. لذا به مرور به صورت بی قواره ای تنها یک ماهیچه او رشد می کند. متاسفانه رنجهایت موجب شده اند که نتوانی علائق و لذتهای خود را مدیریت کنی. و اکنون همین احساسهای ظریف و رویا گونه تو را در هم می فشرند.

    اما در کنار اینها باید بدانی، که آنچه تو را بی رغبت به ازدواج می کند دو مسئله عمده است، اولین مسئله همین است که در سطور بالا گفتم، یعنی ذهنت در رویا ها و خاطراتی هست که مرتب در ذهنت آب می دهی و مرور می کنی و جایی بر واقعیت های کنونی نمی گذاری. اما مسئله دوم بی توجهی به مهارتهای زندگی و بی توجهی به کنترل احساسات و هیجاناتت است.

    شما نیاز است که کم کم فتیله احساس را به نفع واقعیات و منطق پائین بکشی. شاید بد نباشد به یک مشاور خانواده مراجعه کنی و چندین جلسه مهارتهای لازم کنترل احساس و مهارتهای ارتباطی را تمرین کنی.
    به جای اینکه به درون خود و احساساتت بروی و لذت غمها را بخوری. بیا با بیرون ارتباط برقرار کن. دوستان، فامیل، سفر، پارک، سینما و .... و سایر علاقمندیها. خواهش می کنم خود را منفعلانه به رویا و آرزوها نسپار و وجود خود را با حسرت و آه گذشته پر نکن

    توصیه من این است که نکات منفی گذشته را فراموش کنید و تنها از اونها به عنوان درسهای زندگی استفاده کنید و سپس ، دقیق و منطقی معیارهایی را که برای ازدواج مناسب می بینید بررسی کنید.
    چنانچه فردی شرایطی را دارد و شما هم دوستش دارید. با خانواده در میان بگذار و رسما اقدام کن و مراحل شناخت او را به اتفاق خانواده کامل کن.
    اینگونه هم مسائل منطقی ازدواج حل شده و هم شما از تنش این احساس خارج می شوید.
    اگر هم چندان شرایط مناسبی برای ازدواج در خودت نمی بینی، یکبار برای همیشه ، بها دادن به احساسات منفی گذشته را رها کن و رنج آن را تحمل کن تا به رشد برسی و همچنین خودت را از تنش برهانی.


    000

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت نمایش پست ها
    (30/6/1386)

    گناه من مجرد چیه ، آخه؟

    مراجع گرامی، ما نمی توانیم تمام افراد محیط خود را کنترل کنیم و انتظار داشته باشیم رفتار صحیح و بدون فریبی را داشته باشند. اگر چه این امر بسیار ایده آل هست ولی در واقعیت بسیاری از افراد قصد سوء استفاده دارند. پس مهم این است که ما نقش خود را قویتر نشان دهیم و اجازه این کار را به آنها ندهیم.
    اگر کسی همسری ما رو نپذیرفت و یا ما مطلقه باشیم یا اصلا خودمان انتخاب کرده ایم که مجرد باشیم
    ، در هر حال در جامعه ، این ما هستیم که به دیگران باید فشار وارد کنیم که درست با ما برخورد کنند. اگر خودمان سستی نشان دهیم، آنها بیشتر طمع می کنند.
    باید واقع گرا باشیم. یعنی اینکه خودآگاهی خود را بالا ببریم ، چه مزایایی داریم چه نقاط ضعفی داریم. و با توجه به شرایطمان باید انتظار افرادی متناسب با خود را داشته باشیم. حالا اگر یک نفر دیدیم که شرایطش بسیار عالی بود و اطراف ما می چرخد، فکر نکنیم که شانسمان گفته است و می توانیم زندگی خوبی با او داشته باشیم. دقیق بررسی کنیم ، مشورت کنیم و بعد تصمیم بگیریم.

    همچنین ،زندگی آینده ما معمولا در امتداد روش زندگی ما در گذشته است. اگر شما گذشته احساس بدی را تجربه کرده اید، پس دقت بیشتری باید داشته باشید تا از یک سوراخ دوباره گزیده نشوید. و با همان شدت احساسات دست به انتخابی دوباره نزنید.
    یک زندگی علاوه بر احساس به مسائل منطقی نیز نیاز دارد.
    شما قبل از اینکه با فردی ازدواج کنید نسبت به او تعهدی ندارید. یک اشتباهی که ممکن هست شما دچار آن بشوید ، این است که تصور می کنید در دنیا فقط یک فردی هست که می توانید به او علاقه پیدا کنید و ازدواج کنید. و چون تمرکز احساس خود را یک جا گذاشته اید تحت فشار شدیدی واقع شده اید و تصمیم گیری براتون مشکل شده است.
    چیزی که شما نیاز دارید، اقدام فعال در تغییر نوع نگرشتون هست ،به طور کلی انسانها هزینه انتخابهای خود را می دهند. همین الان شما با خود خلوت کنید و در مورد این تصمیم گیری و انتخاب دقیق تفکر کنید، متوجه می شوید هر انتخابی که بکنید هزینه ها و مزایایی دارد. اما اگر صرفا از روی احساسات خود و خواستهای دل خود و عجولانه تصمیم بگیرید. آن وقت انتخابی با هزینه های بالا ، مزایای کم و نآرامی ها و اضطرابهای روزافزون موجه خواهیدشد.
    0000

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت نمایش پست ها
    ( 31/1/1386)
    برای رسیدن به هدف از کجا شروع کنم؟


    از نظر خلقی هر کسی ویژگی منحصر به فردی دارد و همیشه هم ضرورت ندارد مثل دیگران احساس کنیم ، مثل دیگران فکر کنیم و مثل دیگران عمل کنیم.
    انسان به وسیله اهدافش و معنای زندگیش که همان انگیزه های اصلی زندگی هستند، نیرو و توان می گیرد. یکبار بطور اساسی با خود بیندیشید و اهداف خرد و کلان خود را در مسیر زندگی کاملا شفاف ترسیم کنید. چه چیزی شما را به شوق می آورد ، چه چیزی به شما حرکت می دهد؟ و آیا این انرژی و توان موقت است یا استمرار دارد؟


    یکم)
    پیشنهاد می گردد در کنار اهداف کلی زندگی برای خود اهداف کوتاه مدت و قابل وصول کوچکی تدوین کنید، و به سوی آن حرکت کنید. شاید باور نکنید که کاری را اگر شروع کنید توان انجامش نیز در پی آن می آید.

    دوم)
    لیست طولانی از علاقمندیهای خود تهیه کن، و آنها را به عنوان مشوق و تقویت خود انتخاب کن. مثلا رفتن به سینما، پارک، میهمانی، فیلم دیدن و ... ، اینها را پاداش کن برای کارهایی که می بایست انجام دهی. نه بر عکس هنگام فرار از کار به این علاقمندیها روی بیاوری!

    سوم)
    لیستی از نقاط قوت و توانمندیهای خود تهیه کن. با تقویت و گسترش آنها ، زمینه خودباوری ات بیشتر می شود.

    از کوچکی ما را بدون قید و شرط دوست نداشته اند. مثلا گفتن اگر می خواهی دوستت داشته باشیم باید درست را بخوانی، یا اگر فلان کار را نکنی بچه خوبی هستی. و .... این موجب شده کم کم خودمون هم با شرط و شروطی خود را دوست داریم. مثلا اگر کنکور قبول شدی ، ارزش داری و موفقی، اگر دیگران به به و چه چه تو را گفتند آدم دوست داشتنی هستی. در حالیکه همه اینها خیالاتی هست که به اشتباه والدین و جامعه در ذهن ما ریخته اند. ما انسانها فی نفسه ارزشمندیم. و پس از آن با تلاشهایمان رشد می کنیم.

    نیاز نیست حتما به نتیجه دلخواهی برسیم تا آن موقع از خود راضی باشیم. همین که از بین بی نهایت موجوداتی که آفریده نشده اند ، خدا ما را منحصر به فرد آفریده است دارای ارزش و قابل ستایش هستیم و پس از آن هم به لحاظ تلاشی که می کنیم ارزشمندیم. پس باید یاد بگیریم که هر روز که از خواب بر می خیزیم ابتدا ستایش خود کنیم. وقتی که کسی خود را ارزشمند ببیند، تن به هر کاری نمی دهد و غمگین و کسل نمی گردد.


    نکته: نیاز نیست نگاه دیگران را به خود عوض کنی، ابتدا باید زحمت بکشی و نگاه خودت را به خودت تغییر دهی، آنگاه هست که معجزه خودباوری و ارزشمندی شکل می گیرد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت نمایش پست ها
    (6/3/1386)

    از زندگیم خسته شدم؛ می خواهم ازدواج کنم


    یکم : معمولا ما مشکل خود را به دو گونه مورد توجه قرار مي دهيم يا احساس محور يا منطق محور. و شما لازم است براي اينکه به نتايج مطلوب دست يابيد، احساسات خود را تحت کنترل منطق قرار دهيد. لذا لازم است، اقداماتي را انجام دهيد:


    الف)
    اينکه شما به کسي علاقه داشتيد باشيد يا کسي به شما علاقمند باشد، بدون اينکه شناسايي کامل صورت گرفته باشد، يا اصلا موضوع ازدواج مطرح باشد، مشکل شما را حادتر مي کند. لذا لازم است ابتدا وضعيت و شرايط خود را جهت ازدواج بسنجيد و زمينه هاي مربوط به آن را فراهم آوريد، نياز نيست وسواس به خارج بدهيد و شرايط سخت گيرانه براي خود در نظر بگيريد.

    ب)
    ولي از مورد بالا مهمتر شرايط کنوني شماست. ما به دختران و پسران توصيه مي کنيم که براي فرار از حالاتي که شما را رنج مي دهد ازدواج نکنيد. بايد قدرت مسلط بودن بر احساسات و مشکلات در شما باشد تا با ازدواج ، نشاط در زندگي شما پيدا شود. هنگامي که با احساسات منفي سراغ ازدواج مي رويد، در واقع يک ريسک مي کنيد.

    دوم :احساس پوچي و افسردگي ربطي به ازدواج ندارد. اگر چه مجردها غالبا اينگونه فکر مي کنند. اين احساست منفي ريشه در روزمرگي ، بي هدفي و بي معنايي دارد. وقتي ما احساس مثبت کردن نمي کنيم. وقتي ما نمي دانيم دنبال چه چيزي در زندگي هستيم، آن وقت هست که خودمان را کوچک مي کنيم و خود را به يک شي ، يک موقعيت يا يک فرد وابسته مي کنيم ، در واقع ارزش خود را آنچنان کوچک مي کنيم که خودمان دلگير مي شويم.
    نياز است خود را از موقعيت ها و اشياء و افراد آزاد کنيم.
    از ميلياردها چيزي که در زندگي مي تواند با ما مرتبط شود و ما از آنها لذت ببريم ،
    نبايد خود را به يک يا دو چيزي معتاد کنيم.
    حالا اين چيزها شغل ، همسر، والدين ، فرزند ، تحصيلات و يا هر چيز ديگر باشد.


    در واقع:
    هر کسي ارزان خَرَد ارزان دهد *** گوهري، طفلي به قرصي نان دهد


    بهتر است خودمان را ، توانايي هايمان ، احساساتمان ، استعدادهايمان و ... را مورد بازنگري قرار دهيم. و برنامه اي جهت لذت از همه دنيا بريزيم. اينگونه دنياي ما آنقدر بزرگ مي شود که در آن احساس دلتنگي نکنيم. (در اين رابطه راههاي عملي زيادي است که فعلا از آن مي گذريم.)

    سوم: بهتر است توام با صبر و خونسردي راه خود را دنبال کنيد. اين راه براي ازدواج مفيد تر است. ( گر صبر کنيد ز غوره حلوا سازيد) و در اين مدت سعي کنيد مهارتها ، و توانايي هاي خود را گسترش داده و ارتباطات اجتماعي سازنده خود را زياد کنيد. ارتباط وسيع با دوستان ، فاميل، همسايگان، انجمن هاي مختلف، همکاران و ... ، شرکت در مراسمات مختلف آنها، و يادگيري مهارتهاي اجتماعي قدرت انتخاب شما را فوق العاده بالا مي برد.
    گسترش فهرست علاقمنديهاي خود نظير، ورزش ، مطالعاه ، تلويزيون ، فيلم ، سينما، پارک، مهماني ، اينترنت و ....، نيز مي تواند از راه حل هاي موقت جهت کنترل احساسات باشد. بدين ترتيب انرژي شما به جاي تمرکز روي يک نقطه احساسي ، تقسيم بر تعدادي از علاقمنديها شد و قدرت تصميم گيري شما را بهبود مي بخشد و از خطاي شناختي جلوگيري مي کند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت نمایش پست ها
    (23/4/1386)

    تمرکز زدایی


    وقتی به نظر مي رسد در يافتن معناي اصلي زندگي دچار يك تعارض شده اید:
    يكبار براي هميشه بايد اين سئوال را جواب دهيد كه «در نهايت به چه مي خواهيد برسيد؟».
    كه البته در اين بند من نمي توانم زياد اين مسئله را بسط دهم چون از فرصت من و تو خارج است. ليكن همين قدر بدون كه تا وقتي كه لذت و رفاه را هدف قرار مي دهيم، رنج و پريشاني را درو مي كنيم.
    به زبان ديگر شما بايد از تكنيكي به نام
    تمركز زدايي استفاده كنيد.
    وقتي ما خودمون ، و مشكلات و شاديها و غمهايمان را دائما و از نزديك جلوي چشمهايمان مي آوريم، ديگر توان ديد واقع بينانه دنيا با همه عظمتش را از دست مي دهيم.
    احساس تنگي و بي هويتي مي كنيم. ما نمي توانيم از زندگي لذت ببريم مگر اينكه تمام لذات جهان را براي همه موجودات آنها بفهميم.
    >> نباید بسيار ايده آل نگر باشید بلکه می بایست برنامه ريزي شما واقع بينانه باشد.
    همچنين برنامه هايتان بايد پله هاي كوتاه و قابل ارزيابي داشته باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت نمایش پست ها
    (11/6/1386)

    لزوم داشتن همسفر برای خوشبخت شدن


    مراجع محترم، پاسخ سئوال شما مستلزم مضامین مهم و زیادی است که ناچارا از آنها می گذرم و نظر شما را صرفا به چند نکته جلب می کنم.


    **&**
    ما در مسیر زندگی خود با افراد مختلفی همراه می شویم، ابتدا مادر، بعد پدر ، خواهر، برادر ،همسایگان، دوستان، فامیل،معلمین، همکلاسها، همسر، فرزندان، نوه ها و ...، اینها همسفرهای ما هستند،فقط همین. و وجود ما به هیچکدام اینها گره نخورده است و تنها راه خوشبختی ما این نیست که همیشه همه اینها را در کنار خود داشته باشیم. بله اگر هر کدام از همسفران مشفق درکنارمان باشند کمکی در زندگی جهت پیمودن راه و رسیدن به هدف ، به ما می کنند. اما ما نباید خوشبختی خود را با هیچیک از همراهانمان گره بزنیم. و فکر کنیم بدون هر یک از آنها بدبختیم.

    **&**
    اگر خود را ناقص فرض کنیم که حتما باید با یکی دیگر کامل شویم. در واقع خوشبختی خود را مشروط کرده ایم و این همان چیزی است که شما را آزار می دهد. (البته راههای مختلفی نیز هست که چگونه همسر و همسفر خوبی برای خود بیابیم، که بحث مفصلی هست) اما مهم این است که صرفنظر از یافتن همسر، باید بدانیم که ما معیوب و ناقص نیستیم. ما در وجود خود کاملیم.
    متاسفانه در فرهنگ ما چنین جا افتاده است که به هرقیمتی یک دختر برای اینکه از نقص و ترشیدگی خارج شود، می بایست به هر ترتیبی شده است ، خیلی سریع ازدواج کند و با هر کس که شد مسئله ای ندارد. گرچه ازدواج امر مهمی است اما باید صبر و تامل پیشه کرد و در کنار آن از روش های صحیح و با تلاش در مسیر هدف گام برداشت.


    **&**
    اتفاقا وقتی با آسودگی و خونسردی و در حالی که با صبوری زندگی روان و آرام خود را ادامه می دهیم، بهتر توجه دیگران را به عنوان یک فرد مناسب جهت ازدواج جلب می کنیم . در حالیکه اضطراب و تعجیل ها و تشویش ها ما را در هنگام تصمیم گیری با مشکل روبرو می کنند .
    در مورد اینکه گزینه های خوبی داشته باشیم و این گزینه ها را پیدا کنیم و جذب کنیم به پارامترهای متفاوتی از جمله :

    توانایی ها ،
    استعدادها ،
    زیبایی ها ( به جز زیبای ظاهری، زیبایی کلام، زیبایی اخلاقی، زیبایی در هنر ، زیبایی در معاشرت، زیبایی در محجوب بودن ، زیبایی در وقار ، و هزاران زیبایی که اکتسابی است) ،
    و مهارتهای ارتباطی
    نیاز داریم .

    11111

  2. 2 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    sanjab (جمعه 26 مهر 92), فرشته اردیبهشت (جمعه 26 مهر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. **** چه دانم های بسيار است ليکن من نمي دانم ...... **
    توسط فرشته مهربان در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 08 خرداد 95, 00:26
  2. همسرم بسيار سرد است
    توسط جوانزاده در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 بهمن 91, 14:15
  3. شوهرم بسيار حساس، ريزبين و بدبين است. بسيار به كمكتون نياز دارم.
    توسط به دنبال محبت در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: یکشنبه 06 فروردین 91, 03:39
  4. صداقت يا سياست ؟ نظرشما چيه؟
    توسط baby در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 22 فروردین 88, 22:41
  5. سياست يا صداقت!!!
    توسط ash_a700 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 04 اسفند 87, 21:14

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.