آره، درست میگید.
دارم سعی میکنم سخت نگیرم.
میخوام به این مسئله فکر نکنم اما باید یاد بگیرم که زیادی حرف نزنم.
میگن هیچوقت اضافه حرف نزن و اطلاعات به کسی نده. ولی من برعکس اینم. زیاد حرف میزنم تموم جزئیات رو میگم.تا حالا چندبار از این کارم هم ضربه خوردم اما نمیدونم چرا نمیتونم عادتمو ترک بدم. شوهرم میگفت چند وقت پیش با یکی از دوستاش که روانشناسه صحبت میکرد از او پرسیده بود وقتی یه آدمی اینطوریه باید چیکارکنیم؟اونم بهش جواب داده که طرف عادت کرده
میدونین اخلاقم چه جوریه؟ مثلا وقتی میرم خونه و ازم میپرسن چه خبر؟سیر تا پیاز اتفاقای اون روز رو تعریف میکنم.کاملا برعکس شوهرم! درسته شاید حرف زدن راجع به بعضی چیزا مهم نباشه ولی من میخوام خودمو عادت بدم به اینکه حرف اضافه نزنم که یه وقت یه جا علیه خودم استفاده نشه
کمکم کنید.بگین چیکار کنم تا همیشه این مسئله تو ذهنم باشه و حتی خوشحالی یا ناراحتیم هم بهم اجازه نده که برای خالی کردن خودم زیاد حرف بزنم

- - - Updated - - -

دنیز جان
راستش پریشب شوهرم کاملا متوجه حساسیت من شد، یعنی اتفاقی که نمیخواستم افتاد
بهم گفت الان یه نکته رو دو حالت مختلف بهت گفتم وقتی فقط راجع به اون مسئله صحبت کردم تو منطقی برخورد کردی اما وقتی اسم دخترعموم رو آوردم حرفای ضد و نقیض زدی و کاملا غیرمنطقی شدی
بهش گفتم خب من دوس ندارم منو با کس دیگه مقایسه کنی. گفتم من تا حالا اینکارو با تو نکردم چون وقتی اینکار خودمو ناراحت میکنه فکر میکنم هرکی دیگه هم باشه ناراحت میشه، مثلا وقتی یه خصوصیت اخلاق داشتی که خوب نبود بهت نمیگفتم فلانی اینکارو میکنه خوبه پس تو هم همینکارو کن
فقط میگم اینطوری بهتره.
یه ذره فکر کرد و گفت راست میگی یادم نمیاد اسم کس دیگه ای رو برده باشی.