
نوشته اصلی توسط
hhanie
سلام غزل جان هر چی مطالب رو خوندم به این نتیجه رسیدم که رک بگی بهشون که کمک مالی نیاز داری و اگه میشه مقداری کمک کنن و این رو به حساب جهیزیه بزارن و یه چیزی یادت باشه مجبوری به شوهرت بگی که اینا پول رو واسه جهیزیه می فرستن که اگه احیانا باز برگشتید ایران اون توقع نکنه
ببین شما که همسرت و خودت بعد اتمام درس وضعت خوب میشه خوب با این کم رویی الانت مقابله کن و به خانوادت بگو و وقتی وضعنت خوب شد به خانوادت به بهانه ای کمک کن
ببین من خودم رو جای شما گداشتم و دیدم که این وضعیتی که شما توش گیر افتادی و مشکلات رو به خونوادت می گی اونها نه تنها به این فکر نمی افتن که به شما کمک کنن بلکه به این فکر می کنن که وظیفه خوانواده همسرتون که شما رو از لحاظ مالی تامین کنن
من نطرم این است که به همسرت همخیلی جدی بگی که از مادرش پولش رو بخواد ولی یادتون نره که این تلخی این صحبتها رو با جبران زمانی که وضعتون خوب شد جبران کنی
ببین زمان جنگ وقتی پدر مادر من شرایطی شبیه شما داشتن مادر پدرم تو خونه بزرگی می نشست که ارث فرزندانش بود و پدر مادر من بیکار شده بودند و مستاجر با بچه
پدرم رفت خیلی رک به مادرش گفت این خونه ارث پدری من هم هست و من الان نیاز دارم و با تلخی مادرش رو برو شد و اونجا رو نصف کردند و..................
ولی بعدا پدرم به جبران گدشته تمام زمین رو ساخت و یه خانه بزرگ به مادرش داد به اضافه یه آپارتمان که اجارش رو دریافت می کرد....
امیدوارم تونسته باشم حرفم رو درست بیان کنم
عرمت رو جزم کن و رک بگو ....
علاقه مندی ها (Bookmarks)