سلام عزیزم
خب الان که آروم تری شدی چند نکته که تجربه شده برات می گم. البته کارشناسای سایت راهنمایی های خوبی ارائه دادن. اول اینکه توی اینجور مشکلات اولین گام رسیدن به آرامشه در تمامی ابعاد، حرف زدن و رفتار ظاهری و حتی واکنشهات. اینطوری می تونی بدون لجبازی و یا پرخاشگری خواسته هاتو مطرح کنی و حتی این جو آرامو به کل زندگیت سرایت بدی. تمرکز کن و سعی کن افسار احساسات لحظه ای تو در دست بگیری. در مواقعی بی نهایت خوشحالی گاهی هم تا آخرین مرز تخریب روابط پیش می ری.
این مساله که باکره نیستی اونقدر مهم نیست که تمام تصمیماتت بهش مربوط بشه. به هرحال تو عقد کرده ای و این مسائل پیش میاد.
لجبازی توی زندگی هایی که جو ناآرامی دارن فوق العاده مخربه.
باز هم می گم منم زندگیم مشکل داشت به مراتب بدتر از تو خدارو شکر با کمک دوستان سایت تونستم روند از هم پاشیدن زندگیمو متوقف کنم و گامهای مثبت بردارم.
پس ناامید نشو به خدا توکل کن. ضمنا طلاق همیشه هست به عنوان آخرین راه.
- - - Updated - - -
گاهی که پستای قدیمی خودم رو می خونم متوجه تغییر درونیم میشم. می فهمم چطور اجازه می دادم کوچکترین چیزا اعصابم رو خرد کنه چطور شوهرم ازم دور شده بود و حرف همدیگه رو نمی فهمیدیم و خشونت وارد زندگیمون شده بود. الانم گاهی غمگین می شم گاهی عصبانی، ولی می تونم صبرکنم و با شوهرم بدون تنش صحبت کنم و ایرادهای زندگیمونو برطرف کنم.
باور کن کنترل احساسات و اجتناب از تصمیمات آنی معجزه می کنه.
وقتی درخواستی از شوهرت داری بهتره جایی که کسی نیست و هردوتون سرحالین مطرح کنین نه وسط کشمکش و لجبازی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)