ممنون از نظرتون. اجباری وجود نداره که حتما کسی با من صحبت کنه یا صحبت نکنه. شما برای حرف های خودتون دلیل میارین من هم دلیل میارم حالا شما منطقی یا من غیر منطقی. در مورد اون مثالی که زدم مخالفت خانواده پسر رو در پی داشته و جذابیت اون خانوم مثل یه زن سی سالست. جالبه که سن عروس دو سال ار مادر دوماد بیشتره( طبق فرموده دوستان). در مورد حامله شدن قبول دارم که علم میگه بالای 35 سال خطرناکه ولی گفتم هر احتمالی وجود داره. مثالی میزنم مطمعنا شوکه میشین. زنی در 45 سالگی اردواج کرد و ایشون پزشک بودن در سن 50 سالگی صاحب فرزند دوقلو شد. بنابه دست روزگار دو فرزند این خانوم در سن 5 سالگی از دنیا رفتن و سپس بعد از یک سال خداوند دوباره در سن 56 سالگی به این زن بازهم دوقلو عطا نمود. اینم معجزه خدا که شکی درش نیست و به دست اون هر چیزی امکان پذیره یا مثال دیگری خانومی در سن 47 سالگی ازدواج کرد و بعد 5 سال حامله شد اما متاسفانه بدلیل اشتباه محرض پزشک بچه اون خانوم از دنیا رفت. بله این موارد هم نادر هست و خودمم دیدم حتی دخترانی هم که در سنین مناسب ازدواج کردن مشکل حامله شدن رو داشتن یا برعکس. ما در هیچ موردی نباید به طور قطع و یقین سخن بگوییم. ایا 20 سال اینده قیافه و اخلاق انسانهایی که الان 60 ساله هستن با اونایی که 20 سال ذیگه به این سن میرسن برابری میکنه؟؟؟ یا اینکه ایا پدران ما هم مثل پدرانشان زندگی کرده اند؟ مادرم تعریف میکنه میگه زمانی که ما بچه بودیم وقتی شخصی فوت میکرد میگفتن 50 سالش بوده و عمرش رو کرده ولی الان 50 سال سن برای بسیاری از افراد میتونه شروع بخش دوم زندگیشون باشه. ایا 20 سال اینده هم مثل الانه؟
من تاا الان 4 جلسه با مشاورم صحبت کردم. ایشون از من خواستن که هر طور شده ترتیب ملاقات با این خانوم بدم و خلاصه با هزار زحمت و بدبختی اون خانوم و از شهرستان اوردیم که با مشاور صحبت کنه. جالبه که مشاور به من گفت من باید اخلاق اون خانوم رو بشناسم و اگه تشخصیص بدم که نیازها و خواسه هاتون یکیه منه مشاور از تو در برابر خانوادت دفاع میکنم و من خودم متخصص این کارم.. وقتی که مشاور با خانوم صحبت کرد من از قول دوستم که اون هم زیر دست این مشاور هست شنیدم که نظرش در مورد دختر اینه که خانومی منطقی. با کمالات و بسیار جذاب هست. من چند شب پیش حالم اصلا خوب نبود و به دکترم اس ام اس دادم. اون بلافاصله بهم زنگ زد و گفت تو ارامش خودتو حفظ کن و خودتو ناراحت نکن و من این موضوع رو بصورت منطقی با خونوادت در میون میزارم و تو خیالت راحت باشه. حالا 5 روز گذشته و این قرار ملاقات هی به عقب میوفته.
شمایی که میگی زودتر بیا بیرون حس میکنم احساس ما دو نفر رو نمیفهمین. ما دوسال دایم باهم در ارتباط بودیم و برای زندگیمون برنامه ریزی کردیم و عمیقا همدیگرو دوست داریم با جدا شدنمون فقط عذابمون دوچندان میشه و ممکنه یه عمر حسرت بخوریم. برای چیزی که قطعا نمیتونیم درست پیش بینی کنیم. دوستان یه سرچ در اینترنت هم بزنن و مطالبی در این مورد هست هم بخونن جالبه. ( ازدواج پسران جوان و دختران مسن) البته مطالبی که هست همش شامل حال من نمیشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)