به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 فروردین 98 [ 02:42]
    تاریخ عضویت
    1391-9-10
    نوشته ها
    485
    امتیاز
    9,513
    سطح
    65
    Points: 9,513, Level: 65
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,478

    تشکرشده 1,276 در 407 پست

    Rep Power
    75
    Array
    سلام شیوا جان
    میدونستی خیلی از حرفایی که این آقا تو جواب به سوالا و ابهامای توی ذهنت داده رایج ترین، ابتدایی ترین و تابلوترین جوابایی بوده که آقایونی که ریگی به کفششون هست توی این موقعیت میدن؟ که خب بعضیاشون برای خودتم تابلو بود و پی به دروغ بردنش بردی و متاسفانه بعضیا قانعت کرده! شاید هر دختری که تجربه ی آشنایی با همچین پسرایی رو داشته حداقل چند تا از این حرفا رو شنیده!

    پرسیدم ازش که قبلا دوست دختر یا نامزد نداشته؟؟؟ که اول ناراحت شد و گفت چه اهمیتی داره

    گفت توی 22 سالگی با دختری حدودا 17 ساله توی زبانسرا آشنا شده( خودش زبان هم تدریس میکرد) و دختره خیلی آیزونش شده و آخرش اینقده زیر گوشش خونده که مجبور شده عقدش کنه!!! و اصلنم دوسش نداشته و رابطشون هم در حد این بوده که هفته ای چندبار تلفنی صخبت کنن و اصلنم رستوران و کافی شاپ اینا نرفتن!!! ولی دختره دختر خوبی نبوده و بهش خیانت کرده و آخرشم با گرفتن 40 سکه حاضر شده طلاق بگیره..

    میگفت خواهشا ازم زیاد راجبش سوال نکن چون خیلی سعی کردم فراموشش کنم و خیلی تلخه برام یاد آوریش...

    میگفت برای این از اول حقیقت را نگفتم چون نمیخواستم تورو از دست بدم..بعد کلی سال کسی را پیدا کردم که تونستم بهش اعتماد کنم و اعتماد کنم که بهم خیانت نمیکنه

    گفت مجبور شده اینطوری بگه چون همش ازین میترسیده من چه برخوردی بکنم و بزارم برم

    گفت پس دیگه من مزاحمت نمیشم تا خوب فکر کنی...ولی زیاد طولش ندی که فراموشت کنم!!!و قولی هم که باید بهم بدی که دیگه هیچوقت ازون ماجرا ازم سوال نپرسی بزار فراموش شده برام بمونه.....

    گفت نههه این چه حرفیه من فقط انتظار دارم تو باهم صمیمی بشی همین یه دست دادن برا من کافیه تا وقت خودش...اینجوری حس میکنم خیلی غریبی میکنی و دوری ازم

    "میم" بهم میگه لازم نیس اونا همه چیزو بدونن این مهم اینه که خودت باش کنار بیاد این قضیه خصوصیه...
    ایشون صمیمیت بیشتر میخواد میگه حس میکنه هیچ پیشرفتی توی رابطمون نیست سر یه نقطه وایساده و اون حس خوبی نداره و کم کم باعث میشه از هم سرد بشیم نباید زیاد تو این وضع نگهش داریم


    آدم غیرتی هم معرفی میکنه میگه اصلا ارتباط با جنس مخالف را فقط در حد حرفهای کاری قبول داره و خودش اینطور بوده...این عقیده را نخاطر عقاید دینی بلکه بخاطر علل اجتماعی داره..از منم میخاد همینطور باشم و با جنس مخالف مثلا همکار و اینا فقط در حد کار صحبت کنم و هیچ چیز دیگه نباشه
    مثلا یه بار براش تعریف کردم یکی از همکارای آقام توی خیابون برام بوق زده که سوار ماشینش بشم منو برشونه اونقدر بدش اومد که نگو!!!
    خودش اینطور بوده؟؟

    هر چی گفتم زد زیرش گفت به روح پدرم قسم میخورم که این آدم جزو کانتکت لیستش نبوده و نیست و نمیدونه شمارشو از کجا آورده شاید خطای نر افزار باشه...
    و بسیار بهش برخورد و گفت من بهش تهمت زدم که به دخترا شماره داده...و خیلی بهش برخورده که من بهش شک کردم و بهش ...این چیزی که من بهش نسبت دادم اصلا شایسته خانواده اون نیست همه سر اسمش قسم میخورن...

    گفت نه من از چیزی ترس ندارم و چیزی هم برا از دست دادن ندارم دلیلم اینه که نمیخوام اسم من دوباهر توی ذهن اون دختر بیاد و پاش توی زندگیم باز بشه من کامل فراموشش کردم..ممکنه با اینکار دوباره خودشو بندازه توی زندگیش ممکنه تو بری و منو بزاری با مشکلات و گرفتاریهایی که با اوندوباره پیدا میکنم....دیگه هیچوقت نمیخوام حتی اسمم برای ثانیه ای بیاد تو ذهنش

    اکثر این حرفا به هر دلیلی که بوده باشه به احتمال خیلی خیلی زیاد از روی عدم صداقت بوده!هر چی بیشتر اینجا بنویسی برای خودت هم خیلی چیزا معلوم میشه اما مطمئنم اگه با اطمینان صد در صدم الان تموم کنی بازم بعد یه مدت شک و تردید میاد سراغت. چون متاسفانه احساساتتو خیلی درگیر کردی!
    به نظرم اگه خواستی تموم کنی بذار جای هییییچ شک و تردیدی نمونه و فکر نکن که خودت به تنهایی باید تصمیم به این مهمی رو بگیری!
    این آقا اگه حق تحقیق رو از خودت بگیره از خانوادت نمیتونه بگیره. یعنی امکان نداره اگه به صورت رسمی با خانوادش اقدام کنه در جواب سوالای خانوادت برای همسر قبلیش بگه حرفشو نزنین که برام یادآوری نشه! اگه نمیتونی تصمیم نهایی رو بگیری با خانوادت صادق باش و بذار تحقیق کامل کنن. البته اگه ایشون حاضر باشه وقتی هنوز از شما بله ی قطعی رو نگرفته اقدام کنه!
    ویرایش توسط sara 65 : پنجشنبه 19 دی 92 در ساعت 02:16

  2. 4 کاربر از پست مفید sara 65 تشکرکرده اند .

    ammin (پنجشنبه 19 دی 92), ayda86 (پنجشنبه 19 دی 92), ستاره کویر (پنجشنبه 19 دی 92), شیدا. (پنجشنبه 19 دی 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تاپیک نارجیس: مسابقه عکس کلیپ تصویر و نوشته ها، شهریور 94
    توسط نارجیس در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 25 شهریور 94, 11:42
  2. پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 تیر 93, 07:33
  3. تصور می کنم شایدهمسرم من را نمیخواهد( آیا ممکنه اینطور باشه ؟)
    توسط نفس65 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 35
    آخرين نوشته: یکشنبه 25 اسفند 92, 10:52
  4. همسرم با اونی که تصور میکردم خیلی فرق داره....
    توسط آسمونی ها در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 07 دی 92, 19:33
  5. نمی تونم توی هیچ انجمنی پست بزارم حتی توی تاپیکی که خودم زدم .چه کنم؟
    توسط heaven65 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 03 آذر 92, 08:51

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.