نمیتونم موضوع ابراز علاقه رو مخفی کنم چون وقتی ازم پرسید که چرا اومدی سراغ من من حرفی از علاقه وسط نکشیدم و گفتم پدرم حالش بد بود و اومدیم اینجا برای اون و ....
ولی دیدم دختر داشت به دقت گوش میداد و منتظر بود حرف دلمو بگم ولی نگفتم
این موضوع آزارم میده و نمیتونم اینطوری دووم بیارم و تو قلبم خالی کنم
مطمئنم اگه علاقه ام رو مطرح میکردم نه نمیگفت
منم اولش فکر میکردم مطرح نکردن علاقه درسته اما حالا که به همه چیز فکر میکنم فهمیدم اینکارم اشتباه بود
من از نه گفتن حراس ندارم و میخوام اثبات کنم که چقدر دوستش دارم حالا هر فکر بدی میخواد بکنه مهم نیست
هیچ دختری بعد ها به همسرش نمیگه که از ابراز علاقه ای که بهم کردی ناراحت شدم حتی ممکنه ناراحت بشه که هیچ ابراز علاقه ای این وسط نیست
اگه به کسی که عاشقشم حسمو نگم پس به کی بگم
تازه اگه خشک باشم شاید حس کنه من بخاطر اینکه شاغله و ..... اومدم جلو
و توی اون محیط هم هزار نفر هستن که آرزوشونه با اون دختر ازدواج کنن
و چون من موضوع رو مطرح کردم حالا دیگه همکاراش هم اگه تا دیروز نمیخواستن بگن از امروز عزمشونو جزم میکنن
شما نمیدونید من چه حالی دارم
- - - Updated - - -
خانم محترم کسی قصد برده داری نداره
اگه زوری بود با کتک و چاقو میرفتم
معلومه که حرفا مو نخوندید !!!!!!!!! پس چرا نخونده نظر میدید
من بدنبال اینم که علت نه گفتنش چیه
ظاهرم ؟ اینکه از پرسنل اونجا نیستم ؟ و ..........
ولی دلم بهم میگه بین اون همه آدم و همینطور سرسری نمیتونست بگه بله
من کجا گفتم دختر حق انتخاب نداره اگه این حرف رو زده باشم احمق ترین آدم روی زمینم !!!!!!!!!!!!!!!
نمیدونم این دستگاه باطن سنج رو شما از کجا خریدید چرا به همه نمیدید تا استفاده کنن
- - - Updated - - -
آقای فرهنگ شما نگفتید چطور ازدواج کردید؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)