با سلام و تشکر بابت وقتی که گذاشتید.
اقای کامروای عزیز.ممنون از پاسختون.راستش فکر می کنم یه بخش از شکستهایی که تو زندگیم میخورم بابت همین چربش احساساتم بر منطقمه.مثلا حدود 7 سال پیش شرایط مهاجرت برام فراهم شد.به یه کشور خوب.اما به خاطر دیدن ناراحتی های مادرم نتونستم برم.دوست من سه ساله پیش رفت همون کشور الان تو خیلی زمینه ها پیشرفت زیادی کرده.البته به یقین نمیشه گفت که حتما رفتم من هم به صلاح من میشد.فقط خدا خیر ادما رو میدونه.این یه نمونه رو محض اطلاع گفتم.
اقا امین عزیز.از شما هم سپاسگزارم بابت پاسخ پیچپیدتون.(حالا در این مورد پیچیده بودن توضیح میدم خدمتتون).خیلی خوب تشریح کردید.تا رسیدید به منطق و ... .
میخوام یه کمک ازتون بگیرم.من بعد یکسال با خانمی رابطم کنسل شد.(قصدم ازدواج بود.وارد جزییات نمیشم).حالا میخوام فراموشش کنم.عقل و منطق خودم بهم می گه که باید فراموشش کنی.هرگز هم سراغش نری.تا اون دچار مشکل نشه.اما احساسم میگه باز باید شانست رو امتحان کنی. اگه هدفش ناز کردن باشه چی ؟ اگه دلخوره و این کار رو می کنه چی ؟ دلیلم دارم واسه این برداشت خودم.چون هرگز منو نا امید نکرد از رفتنش.روز اخر گفت دارم ازدواج می کنم.منم گفتم یعنی میخوای دیگه نیام سراغت ؟ میخوای دیگه برات پیام ندم.شماره هاتو پاک کنم ؟ گفت اره.اما وقت رفتن بهم می گه بازم با هم حرف می زنیم.!!! گفتم مگه خودت نمی گی دیگه نیام سراغت ؟ پس چی می گی ؟ اما ایشون جوابی ندادن.
یا ادرس فیسش رو بهم داد(به اسم اصلیش نبود و من هرگز نمیتونستم پیداش کنم)و بهم گفت که هنوزم حواسم خواهرانه بهت هست.میخوام یکی رو واسه ازدواج بهت معرفی کنم.رو پیشنهادم فکر کن!
خب حالا من نمیتونم جمع بندی کنم.تضادها خیلی زیادن.به قول شما باید به باور برسم در مورد رفتن این ادم اما بواسطه رفتارهاش نمیرسم.پس دیگه به مراحل بعدی که گذشتن از صافی منطق نمیرسم.بهترین و موثق ترین منبع برای من خود این خانمه که متاسفانه جوابهاش به کسی که میخواد یکی رو دک کنه شبیه نیست.واقعا هنوز به باور اینکه این خانم رفته نرسیدم.
فکر کنم پراکنده گفتم.امیدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم.خوشحال میشم نظرتون و تحلیلتون رو در این زمینه بدونم ؟(لازمه بیشتر بگم در خدمتم )
من زیاد وقت ازاد ندارم.کم میام همدردی.هر از گاهی به بعضی تاپیکها سر میزنم.تا حالا توفیق داشتم و چند تا پست از شما رو خوندم.حرفاتون برام قابل فهمه.خوب درکشون می کنم.یه جورایی تو ذهن خودم هم هست.اما نمیتونم اینقدر خوب در قالب جملات بیانشون کنم.میخواستم یه سری منبع (کتاب،فیلم ... ) در این زمینه معرفی کنید بهم.دوست دارم علاوه بر افزایش اطلاعاتم ،بتونم ازشون بصورت طبق بندی شده استفاده کنم.
تا یادم نرفته.یکی از اون دوستایی که گاها پستهاشون رو میخوندم ،خانم نوپو بودن(البته در یه تاپیک بنده، ایشون کمک زیادی بهم کردن و ازشون بسیار بسیار ممنونم)به نظرم ایشون نمونه ادمهای عقل محورند.الان تو اخرین پست ایشون دیدم که گفتن که مدتهاست نمیان تالار و ... .چون براشون فشار عصبی داشت.در پایان هم گفتن این اخرین پستی که میذارن و نهایتا یه خدا حافظ ته پست گذاشتن و والسلام.حالا اگه من بخوام خداحافظی کنم هزار و یک خط باید بنویسم!!! از حلالیت و نام بردن دوستانم و تشکر از افراد و .... .چطور میشه یه ادم ، اونم خانم به این راحتی فقط در حد یه کلمه(نیازی هم به اضافه گویی نیست واقعا)خداحافظی می کنن؟؟؟؟؟ اما بعضی ها مثل من
ببخشید طولانی شد.
- - - Updated - - -
حالا که طولانی شد.پس اینم اضافه کنم.من فعلا فقط دارم صبر می کنم.چون راه دیگه ای به نظر خودم وجود نداره.داره(با توجه به توضیحاتم)؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)