به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 10 اسفند 92 [ 23:43]
    تاریخ عضویت
    1392-11-09
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    94
    سطح
    1
    Points: 94, Level: 1
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 4 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام,شیدا عزیز,منظورم این بود,که از نظر احساسی و نیاز های یه پسر تونست منو کامل کنه و ثابت کرده که میتونه,درکنارم باشه,ازمم توقعی نداره,درسته همه میگن زوده,اما خوب میترسم دوباره کسی پیدا نشه که در این حد دوسم داشته باشه و منم اونو,اینطوری به فکرم باشه,متاسفانه تو رابطه قبلیم,طرف مقابلم فقط به فکر کندن از من بود وبا چند نفر دیگه هم رابطه داش,منم خودم الان تویه شرایطی گیر کردم,که نمیدونم چه طور واقعا تصمیم بگیرم,ترم سوم دانشگاهم,اما خوب اون تازه دیپلم گرفته,البته از هر نظر بهش اعتماد دارم,از نظر شغلی کارای پاره وقت انجام میدم,ولی قصدم اینه که از الان برای ۴سال دیگه برنامه ریزی کنم,میخواستم ٢سال نامزد باشیم,دوسالم عقد,تا منم درسم تموم شه,اونم درسشو بخونه,تواین مدتم هم دیگرو بشناسیم اما واقعا میترسم,از طرفی نمیتونم این رابطرو تموم کنم,چون واقعا هیچ مشکلی نداریم.

    - - - Updated - - -

    سلام صبوری جان,ممنون از راهنمایت,اما موضوع اینه که من خودمم شک دارمو میترسم,چون اون هنوز وارد محیط دانشگاه نشده,من خودم ترم سه مهندسی پلیمرم,اونم به اسرار و خرج منو خونوادم میخواد بره دانشگاه,وگرنه خونوادش با توجه به فرهنگشون و وضع مالیشون,لازم نیبینن که بره دانشگاه,میترسم وقتی وارد محیط دانشگاه بشه نظرش عوض شه,البته بهش مطمنم,اما خوب,از طرفیم باور کن تموم کردن این رابطه خیلی سخته,اخه ادم مگه چند بار میتونه عاشق شه,اونم بدون دلیل جداشه,میترسم در اینده نتونم واقعا کسی رو از ته دلم دوس داشته باشم,چون بی دلیل گذشتم,اونم یکی که بتونم بهش تکیه کنم,میترسم تو فکرش بمونم,از طرفی از ضربه ای که هردو میخوریم خیلی میترسم,چون اگه خونده باشی به خاطر من خودکشی کرده,دوبار باقرص که به خیر گذشت,یه بارم میخواس رگشو بزنه که خونوادش نزاشتن,من راهی جز نشون کردن ندارم,چون نه میتونم ازش جداشم,ونه میتونم دوس باقی بمونم,چون خونوادش برا دخترشون بد میدونن,حتی داشتن موبایلم بده,یه برادر غیرتیم داره که یه باری باهاش درگیر شده,میترسم از بین بره,خیلی به من وابستس,خودمم که دیگه هیچی,فکر میکنم این تنها راهه,به نظر تو عاقلانس برا ۴سال دیگه اگر خونوادش قبول کنن,یابازم دارم اشتباه میکنم؟
    ویرایش توسط barobax : چهارشنبه 09 بهمن 92 در ساعت 20:39

  2. کاربر روبرو از پست مفید barobax تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (سه شنبه 15 بهمن 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.