واقعا ممنون از همه دوستان، بعضی وقتها اگه بری تو پارک بشینی و با چندتا آدم علاف و بیکار مشورت کنی خیلی به صرفه تره تا مشورت تو اینجور جاهایی، ممنون از تنها دوستی که جواب دادن، به نظرم اینجا فقط یه سرگرمی برای کل کل کردن و شنیدن داستانهای واقعی جذاب
تشکرشده 5 در 4 پست
واقعا ممنون از همه دوستان، بعضی وقتها اگه بری تو پارک بشینی و با چندتا آدم علاف و بیکار مشورت کنی خیلی به صرفه تره تا مشورت تو اینجور جاهایی، ممنون از تنها دوستی که جواب دادن، به نظرم اینجا فقط یه سرگرمی برای کل کل کردن و شنیدن داستانهای واقعی جذاب
تشکرشده 727 در 248 پست
سلام
من تا حدودی درکت میکنم
هم مشکلتو در مورد ازدواج هم مشکلت در مورد تالار و...
من یه دختری رو دوست دارم ولی از وقتی مشکلمو مطرح کردم فهمیدم مشورت همیشه هم سود بخش نیست و بعضی وقتا بهت ضرر میزنه
من مردو مردونه رفتم جلو و با دختری که دوستش دارم حرف زدم و تقاضای ازدواج کردم
ولی بخاطر مشورتی که اینجا گرفتم ترس تمام وجودمو گرفت و دیگه ادامه ماجرا رو پیگیری نکردم و دارم خود خوری میکنم
رفیق گرامی این چند خط حرف خداست :
"مردان و زنان بی همسر و غلامان و کنیزان شایسته خود را همسر دهید اگر تهیدست اند خدا آنان را از فزون بخشی خود بی نیاز میکند و خدا بسیار عطا کننده و داناست (آیه 32 سوره نور) "
پس این نظر خداست
اما در مورد نظر من
برو جلو و مرد و مردونه به دختری که دوستش داری همه چیزو بگو
بگو که قصد ازدواج داری بگو که فعلا بیکاری و ...
اصلا شاید اون دختر مسائل مادی براش در اولویت نباشه
شاید یسری از مسائل براش مهم باشه که تو نداشته باشی و جواب رد بده
و شاید هم یسری از مسائل براش در اولویت باشه که اصلا بیکاریت مطرح نباشه
دخترایی هستن که براشون ایمان و اخلاق و شخصیت طرف مقابل شرطه نه مادیات
پس قدم اول مطرح کردن موضوع با طرف مقابله و اینکه نظرشو بدونی
من تو رو درک میکنم تو یه دختری رو دوست داری و هر روز دلشوره داری که نکنه این دختر بره و با یه نفر دیگه ازدواج کنه و یا یه پسر که دنبال سوء استفاده هستش باهاش دوست بشه و ...
از طرفی هم بخاطر مشکل بیکاریت نمیتونی اقدامی کنه و بری جلو
خیلی حس و حال بدیه
من نمیگم بدون کار ازدواج کن فقط میگم حرفتو به طرف مقابل بگو اگر دیدی نظرش مثبته برو خواستگاریش و نترس خدا کمکت میکنه
با اون دختر نامزد کن و وقتی یه کار مناسب پیدا کردی با اون دختر ازدواج کن
دنبال دختری باش که تو رو بخاطر خودت میخواد نه بخاطر شغلت یا ثروتت
اینم بدون من خیلیا رو دیدم اینطوری ازدواج کردن و الان زندگی خوبی دارند
با این شرایط جامعه خیلیا مشکل مالی دارن و اگه دنبال بدست آوردن شرایط مالی مناسب ازدواج هستی باید تا 40 سالگی صبر کنی
نترس و برو جلو
من برات دعا میکنم تو هم برای من دعا کن
موفق باشی
"
bluesea (یکشنبه 13 بهمن 92)
تشکرشده 5 در 4 پست
سلام ممنون که جواب دادین
راستش درمورد صداقت و واقع بینی من خیلی تاکید دارم و میشه گفت شاید همین واقع بینی و صداقت زیاد درمورد همه چیز باعث شده تو این مسئله دچار مشکل باشم و از طرفی هم خوب میترسم هرگونه کمبود و نکته منفی یه بهونه باشه برای اقدام نکردن، اما درمورد نترس بودن راستشو بخواین شاید من به گونه ای دیگه و با معنی جسارت کردن و نامحترمانه و چنین حالاتی برای خودم معنیش کردم که تا حالا نتونستم به صورت کاملا واضح با این خانوم صحبت کنم اما خوب رفتار و معنی حرفام تقریبا کاملا مشخصه و فکر نمیکنم اینقدر ضریب هوشی یک آدم پایین باشه که نتونه اینو درک کنه و حتی از طریق غیر مستقیم و ایمیل هم این موضوع رو کاملا براش شرح دادم و تنها دلیلم برای حضوری صحبت نکردن یکی این بود که من جایی به جز دانشگاه سراغ ندارم که بتونم ایشون رو ملاقات کنم و فکر نمیکنم چنین جایی برای چنین صحبتهایی مناسب باشه و دیگه اینکه خوب یه مقدار دیدم درست نیست و شاید شرم داشته باشه و نتونه به صحبتهام گوش بده و در کل از دید خیلیا چنین کاری شاید درست نباشه
راستش رو بخواید من به خدا خیلی ایمان دارم و تنها امیدواریم اینه که خدا پشتیبانمه اما خوب نمیشه همش با دعا کردن و نقص پیش رفت و انتظار موفقیت داشت و سعی کردم واقع بین باشم بیشتر و بیشتر با اطمینان پیش برم تا احتمال
بازم ممنون درمورد خواستگارتونم خوب سعی کنید باهاشون یه جوری صحبت کنید یادتون باشه بعضی وقتها یه سوتفاهم و طرز برداشت متفاوت میتونه خیلی نتایج بزرگی داشته باشه مثل نبرد رستم و سهراب
- - - Updated - - -
با سلام و تشکر بابت پاسخ و راهنمایی دوستان عزیز
خوشحالم که احساسم رو میتونین درک کنین، درمورد اینکه اون خانوم هم به من علاقه داشته باشسه راستش از برخوردها و رفتارهای کاملا متفاوت این خانوم خیلی گیج شدم و اصلا نمیتونم هیچ نظری در این مورد بدم اما خوب موضوع اینه که عشق و علاقه همیشه به صورت همزمان در افراد پدید نمیاد و ممکنه ایشون زیاد درمورد من فکرشون به چنین جاهایی نرفته باشه که با دید شریک زندگی آینده بهم نگاه کرده باشن (هرچند که من خیلی تلاش کردم این موضوع رو به صورت غیرمستقیم ابراز کنم) و از طرفی هم بیکار بودن و سن کمتر من ممکنه و حتی سایر چیزها با دید منفی تری دیده بشه و حتی تاثیر اطرافیان این خانوم هم این نقطه منفی رو پررنگتر کنه و به خاطر همین هم سعی کردم یه کم بیشتر باهام آشنا بشه، من از لحاظ شخصیت و اخلاق تقریبا مورد تایید همه هستم و از لحاظ شخصیتی و خانواده و معنویات و... نقطه قوت بیشتری دارم اما بازم....
تصمیم گرتم که به صورت علنی این موضوع رو باهاشون در میان بگذارم لطفا برام دعا کنید منم برای شما دعا میکنم
1234567(یکشنبه 13 بهمن 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)