سلام
من تا حدودی درکت میکنم
هم مشکلتو در مورد ازدواج هم مشکلت در مورد تالار و...
من یه دختری رو دوست دارم ولی از وقتی مشکلمو مطرح کردم فهمیدم مشورت همیشه هم سود بخش نیست و بعضی وقتا بهت ضرر میزنه
من مردو مردونه رفتم جلو و با دختری که دوستش دارم حرف زدم و تقاضای ازدواج کردم
ولی بخاطر مشورتی که اینجا گرفتم ترس تمام وجودمو گرفت و دیگه ادامه ماجرا رو پیگیری نکردم و دارم خود خوری میکنم
رفیق گرامی این چند خط حرف خداست :
"مردان و زنان بی همسر و غلامان و کنیزان شایسته خود را همسر دهید اگر تهیدست اند خدا آنان را از فزون بخشی خود بی نیاز میکند و خدا بسیار عطا کننده و داناست (آیه 32 سوره نور) "
پس این نظر خداست
اما در مورد نظر من
برو جلو و مرد و مردونه به دختری که دوستش داری همه چیزو بگو
بگو که قصد ازدواج داری بگو که فعلا بیکاری و ...
اصلا شاید اون دختر مسائل مادی براش در اولویت نباشه
شاید یسری از مسائل براش مهم باشه که تو نداشته باشی و جواب رد بده
و شاید هم یسری از مسائل براش در اولویت باشه که اصلا بیکاریت مطرح نباشه
دخترایی هستن که براشون ایمان و اخلاق و شخصیت طرف مقابل شرطه نه مادیات
پس قدم اول مطرح کردن موضوع با طرف مقابله و اینکه نظرشو بدونی
من تو رو درک میکنم تو یه دختری رو دوست داری و هر روز دلشوره داری که نکنه این دختر بره و با یه نفر دیگه ازدواج کنه و یا یه پسر که دنبال سوء استفاده هستش باهاش دوست بشه و ...
از طرفی هم بخاطر مشکل بیکاریت نمیتونی اقدامی کنه و بری جلو
خیلی حس و حال بدیه
من نمیگم بدون کار ازدواج کن فقط میگم حرفتو به طرف مقابل بگو اگر دیدی نظرش مثبته برو خواستگاریش و نترس خدا کمکت میکنه
با اون دختر نامزد کن و وقتی یه کار مناسب پیدا کردی با اون دختر ازدواج کن
دنبال دختری باش که تو رو بخاطر خودت میخواد نه بخاطر شغلت یا ثروتت
اینم بدون من خیلیا رو دیدم اینطوری ازدواج کردن و الان زندگی خوبی دارند
با این شرایط جامعه خیلیا مشکل مالی دارن و اگه دنبال بدست آوردن شرایط مالی مناسب ازدواج هستی باید تا 40 سالگی صبر کنی
نترس و برو جلو
من برات دعا میکنم تو هم برای من دعا کن
موفق باشی
"









علاقه مندی ها (Bookmarks)