سلام ستیلاجون
راستشو بخوای منم مثل تو ترسم خیلی زیاد بود یعنی همه این ترسو دارن.
مخصوصا اگه پدر پراسترسی داشته باشی.که یه خط روی ماشینش بیوفته انگار خبر سرطان منو بهش دادن.اونقد ناراحت میشه.
م 2سال پیش که رفتم کلاس...مربیمون کلی اعتماد به نفس بهم داد.روز امتحان کتبی مربیم نبود واز من قول گرفت که با فلان افسر امتحان ندم چون حتما ردم میکنه.ولی من همون روز که امتحان کتبی دادم با خودم گفتم من که می دونم با این افسر قبول نمیشم لااقل برم امتحانو بدم ترسم بریزه.خلاصه ما رفتیم وامتحان دادیم وقبول شدیم.هرچند مربیم کلی دعوام کرد ولی من قبول شده بودم.
گواهینامو که گرفتم چون بابام به شدت استرسیه ومامانم خیلی از رانندگی می ترسه.تا یه مدت نتونستم پشت فرمون بشینم.می رفتم توی کوچه های بغلی تمرین.جرات خیابونو نداشتم با اینکه سر تمرینا با مربیم کلی خیابونای شلوغو می رفتم.
هیچی دیگه 1سال گذشت منهمچنان در کوچه ها تمرین یکردم.تا اینکه بابام مریض شد ومن مجبور شدم راننگی کنم.می تونم بگم جرات مضاعف گرفتم.عمدا خودمو پرت کردم خیابونای پر ترافیک....خیلی می ترسیدم خیلی ولی بالاخره ترسم ریخت.
رمز موفقیتم چی بود؟
1-از همون ساعت اول تنهایی سوار ماشین شدم.می دونم بودن یه نفر کنارم بهم خیلی جرات میداد ولی خوب از همون اولش ترجیح دادم تنها باشم الانم به همه میگم می خواین زودتر استرستون بریزه تنهایی برین بیرون.
2-ممکنه از پارک دوبل یا این چیزا بترسیم راستش اره من نمیتونم پارک دوبل کنم واسه همین همیشه چند متر دورتر میرم وجای پارک گشاد پیدا میکنم.تا استرس پارک نگیرم.
3-تا خودتو پرت نکنی توی خیابون این ترس ازت دور نمیشه.به زور قرص ارام بخشم شده برو توی خیابون.
4-می دونی من چه قد ضایع شدم.فک کن داری ماشینو از گاراز در میاری پسر مورد علاقه ات هم روبرو ایستاده با دوستاش حرف میزنه.با اینکه کلی کلاس براش میزاشتم تا ماشینو از گاراز در بیارم 3بار خاموش کردم.از استرس کم مونده بود سکته کنم.ولی الان نه 100نفرم جلوم باشن کم نمیارم.
دوستم تا خودت نخوای این ترسو بریزی بیرون نمیشه
5-به حرف مردم به فحش هاشون به بوقاشون بی اعتنا باش.به قول مربیم واقعا خیال کن خیابون ماله تو هست.
فعلا اینا به ذهنم رسید.موفق باشی.
- - - Updated - - -
ستیلا ماشین که ماله خودته.
هر روز ساعت کم ترافیک برو از خیابونا رد شو.1ماه روزی 2ساعت توی خیابونای نسبتا خلوت ویا سربالایی سرپایینی تمرین کن.کم کم برو یابونای شلوغ....
من همین کارو کردم.
می دونی الان اگه بابام کنارم بشینه اونقد هل میشم که نگو ...از بس استرس بهم میده.
مامانمو که کلا خط بزن.از بس موج منفی داره.
ولی من به زور سوارشون می کنم میریم بیرون.خیلی هم غر غر میشنوم کلی به خاطر راننگدگی دعوام می کنن ولی من کوتاه نمیام.
تو هم نیا.کوتاه نیا .فقط فقط رمز اصلی اعتماد به نفسه وتمرین همین.








علاقه مندی ها (Bookmarks)