سلام به همه دوستان
حدود ده روز از اخرین باری که ایشون اومد گذشت و دیگه نیومدن.طبق روال عادی ایشون هر دو سه روز یک بار میومدن.اما حالا ... .
فکر کنم یه جورایی(هر چی می کشم از همین یه جوراییه) جواب منم مشخص باشه.فقط نمی فهمم چرا یه بار بعد از در خواست من اومد و ... .نمیدونم چقدر حرفام تو پست 16 همین تاپیک میتونه ربط داشته باشه به این نیومدنشون؟! این حرفا منظورمه :
یه بار تو این فاصله خواهرم اومد مغازه .حدود سه ربع منتظر موند تا شرایط جور بشه.شوهرش هی زنگ میزد که بچه ال شد بل شد.منم دلم نیومد بچه اذیت بشه و ترسیدم بین خواهرم و شوهرش ناخواسته بحثی پیش بیاد،گفتم برو خواهری.امروز روز ما نیست." بابت دفعه قبل شرمنده.قصد مزاحمت نداشتم.چند که روز نیومدید من خیلی ناراحت بودم که برداشتتون از درخواستم اشتباه باشه.در حالیکه قصدم کاملا جدی بود ".
امروز یکی از دوستانی که در جریان موضوع هستن بهم گفتن میخوای با یکی از دوستام که از همکاران صمیمی اون خانم هستن این موضوع رو در میان بذارم.پیغامی هم اگه داری بگی تا عینا برات ببره ؟ من جوابی بهش ندادم.مطمئن نیستم راه درستی باشه.
خب من دوست داشتم خودم ازش بپرسم.اما با این تاخیر ده روزه فکر کنم دیگه قرار نیست ایشون بیاد.پس باید یه کاری کنم.اما چه کار؟
نظرتون چیه همین همکارش رو واسطه کنم واسه پیغامم خوبه ؟ (میخوام از بودن یا نبودن کسی تو زندگیش مطمئن بشم بع خونوادم رو بفرستم جلو)
ممنون میشم جواب بدید.
فقط خدا









علاقه مندی ها (Bookmarks)