گفتم محجبم یعنی رو سری میپوشم ، ولی نه خیلی سفت و سخت. موهامم اگه بیرون بیاد خیلی حساس نیستم. بیشتر سعی میکنم لباس تنگ و بدن نما نپوشم.
- - - Updated - - -
اقای 1234567 شمام که مثل من از بی اعتمادی رنج میبری.پی بیاین تو این تاپیک شرکت کنیم بلکه مشکلمون حل شه.
من که اینجا دروغی ندارم بگم.حالا تو محیط مجازی کسی فکر کنه من زشتم یا زیبا، خوبم یا بد چه فرقی به حالم داره تو عالم واقعیت.
در مورد دوستی که گفتین. من معتقدم هر چیزی تو این دنیا یه بهایی داره و هیچی رایگان نیست. من خودم راهمو اینطوری انتخاب کردم که تنها بمونم. بهاشم افسردگی شدیدی بود که چند سال پیش گرفتم.یک سال کلا از درس و دانشگا هو همه چی موندم و برگشتم ایران تا بهتر شدم.البته فشار درسا که دو تا رشته رو همزمان خوندم( الان میفهمم کارم درست نبوده)واسم زیاد بود. . الانم هنوز احساس میکنم حالم کاملا خوب نشده ، اون شادابی که هم سن و سالای من تو این سن دارنو من ندارم. نمیگم همش از تنهایی بود ولی کلا غربت واسه کسایی که یه نفر کنارشون بود تحملش خیلی راحت تر بود.
ارایشم به اون شدتی که تو ایران هست فکر نکنم تو هیچ جای دنیا پیدا کنی . هر جای دیگم این مدلی ارایش کنی وجه ی خوبی نداره .به خاطر همینم من عادت کردم به ارایش نداشتن.
از نظر مادی که من نگفتم هیچی نداشته باشه. وارد شدن به یه زندگی که از نظر مالی خیلی با سطحی که توش بودی فرق داشته باشه کار راحتی نیست ،.چیزی که خدم فکر میکنم اینه که اگه یکیو خیلی دوس داشته باشم برام مهم نیست زیاد.
از نظر چهره ای که میگم به دل بشینه ، انگار به دل نشستن تو اقایون با خانما فرق داره. چند سا ل پیش من با اقایی اشنا شدم که واقعا با شخصیت بود. هنوزم بعد از سالها من کمتر کسیو دیدم با اون شخصیت و شعور. وقتی خونوادم دیدنش اولین چیزی که مادرم پرسید این بود که قیافشو دوس داری? مت اون موقع خیلی تعجب کردم که چرا همچین حرفی زد مادرم. بعدا که دقت کردم دیدم این اقا اگه اخلاق و شخصیتشو فاکتور میگرقتی واقعا قیافه نداشت. می تونم بگم در حد خیلی پایین. ولی خب این از نگاه بقیه بود. از دید من قیافش معمولی بود. برام دل نشین بود. (که البته به خاطر تفاوت زیاد سطح مذهبی دو تا خونواده ، خونواد ه ی اون اصلا راضی نشدن)







اقای 1234567 شمام که مثل من از بی اعتمادی رنج میبری.پی بیاین تو این تاپیک شرکت کنیم بلکه مشکلمون حل شه.

علاقه مندی ها (Bookmarks)