سلام اقا محمد
ببین من دختری هستم که تا 26 سالگی تجربه ش نکردم خودم و خانواده م هم نسبتا مذهبی هستیم و چادری ام
میدونی چی باعث شد؟ خیلی چیزا! صمیمی نبودن پدر و برادرام. روحیه داغون خودم. سادگیم. قول ازدواج محکمی که طرف داد و زد زیرش. ناامید بودن از ازدواج. خواستگار نداشتنم (نه مناسب ها اصلا نبوده). درک نشدن و احساس منفور بودن پیش اقایون. عدم اعتماد بنفس. شکست عاطفی (بدون کوچکترین تماس فیزیکی. تو اون رابطه با اینکه واقعا عاشقش بودم نذاشتم دست به دستم بزنه چون اون موقع منم مثل شما فکر میکردم و واسه خودم قوانینی داشتم.) خیلی سختی که سعی کردم تحملش کنم اما هنوزم اذیتم میکنه. و اینکه من تا 26 سالگیم مطمئن بودم مشکل جسمی دارم که نمیتونم هیچوقت ازدواج کنم و بعدها فهمیدم این یه توهم بوده . و بخاطر این توهم دور زندگی و اینده رو خط کشیده بودم
و خیلی موارد دیگه که گفتنش دردی رو دوا نمیکنه
فقط اینو بدون همه دخترا از سر خوشی و ولنگاری و تنوع طلبی اینکارارو نکردن بلکه همجنس های خودت با پستی تمام به روح و جسم دختر اسیب زدن
اینکه یه دختری شما رو محرم میدونه و بهتون میگه نه اینکه شما رو ساده گیر اورده یا میخواد با گفتنش راه رو واسه خیانت در اینده باز کنه ، نه ! گفته چون به اندازه کافی روش فشار بوده فکر کرده دوستش داری بهت گفته که تو دردش شریک بشی و کمکش کنی . کاری ندارم چه برخوردی کردی و خوب بوده یا بد. فقط خواستم بدونی ما دخترا چقدر میتونیم احمق باشیم که اینده خودمون رو فنای گدایی محبت از یه پسر کنیم و اخر سر به پسر دیگه ای که دوستش داریم بریم حقیقت رو بگیم ...
نمیخوام بگم ما خوبیم یا شما مجبوری با یکی مثل من ازدواج کنی ولی جالبه در طول تاریخ دختران به خیلی مردهای دست چندم جواب مثبت دادن و قشر زن هیچوقت اندازه شما رو این مسئله حساسیت به خرج ندادن. من نمیدونم شاید دخترانی باشن که از سر اگاهی پا تو این روابط بذارن اما همه رو با یه چوب نزنید. تربیت و اگاهی ای که به فرزند داده میشه خیلی تو تصمیماتش موثره. اینکه یه دختر شکننده است و نمیدونه چطور با دردهاش کنار بیاد حقیقت داره. اگه خانواده مامن امنی بود هیچ دختری برای ارامش پاشو خونه مرد غریبه نمیذاشت.
قصد توهین نداشتم . صرفا جهت اطلاع بود.
اقایونی که حدیث بلدن : تا بر کسی 70 دلیل نیافتی او را قضاوت نکن








علاقه مندی ها (Bookmarks)