با سلام و صلوات خدمت دوستان گل گلابی
جناب فرشته هوایی ! در ابتدااز اونجایی که تازه عضو سایت شدید ، ورود شما رو خیر مقدم میگیم ، مکان بسیار مناسبی رو برای بازگو کردن مشکلات و مسائل خودتون انتخاب کردید، اینجا میتونید از نظرات کارشناسان خبره مثل من کروکودیل یا خاله قزی و سایر دوستان بهره ببرید.نخند دوست عزیز! کروکودیل و خاله قزی کجاش خنده داره؟ شما اصلا چیکار به اسم ما داری؟مادر زادیه دست خودمون که نبوده!
شما به فحوای کلام ما نگاه کن، اصلا حالا که اینطور شد دلیل اینکه ما اینطور اسمهایی برای خودمون انتخاب میکنیم ، اینه که علاوه بر اینکه یک حس صمیمیت بین ما و کاربران ایجاد بشه و دوستان ما رو از خودشون بدونن و علاوه براینکه از القاب و عناوین بهره نبریم تا یک وقت ریا نشه ،
موضوع دیگه این هست که شما فرض کنید مثلا به جای اسم خاله قزی "کارشناس زبده و متبحر همدردی شماره یک" و به جای اسم کروکودیل" کارشناس برجسته همدردی بی شماره "، اسم کاربری ما بود ، میدونید چه فشار روحی روانی بابت این القاب و عناوین بی ارزش دنیوی به ما تحمیل میشد؟
اصلا اونطوری دیگه جرات نمیکردیم از ترس ذره ای اشتباه در بیان راه حل مسائل برای دوستان دیگه به این راحتی و شیوایی بخاطر استرس تحمیلی به ما ، راه حل ارائه بدیم، برای همین شما خیلی تمرکزتون روی اسامی نباشه.
جناب فرشته هوایی ، این مساله خودتون رو که بازگو کردید یاد یک موضوعی افتادم.. چند روز پیش رفته بودم توی یکی از شبکه های اجتماعی اقتصادی ، بعد دیدم یک دختر 17-16 ساله که دو کیلو سیبیل پشت لبش بود ، دیدم کنار عکسش توی صفحه پروفایلش اینطور نوشته :" یکی از افتخارات زندگیم اینه که تا حالا خونه هیچ پسری نرفتم " بعد یک لحظه چشمامو بستم ، یک لحظه خودمو تصور کردم که توی دوران دبیرستان هستم و با این دختر خانم مثلا دوست شدم و ایشون رو بردم خونمون ! بعد با خودم گفتم خوب من اگه اینو ببرم خونمون ، مامانم برنمیداره بهم بگه ! پسرم! کروکودیل ! این همکلاسی جدیدته؟ از دوستای دبیرستانته؟ من تا حالا ندیده بودمش، حالا اسمش چیه آهان! این همون شاگرد اول کلاستون ساسان هوشنگ نژاد نیست؟ وووو
این موضوع رو گفتم که ببینید بعضی از افراد چطوری یک تهدید رو تبدیل به فرصت میکنند . و هیچ زمینه خطایی نداشتن و خطا هم نکردن و بعد چطور احساس افتخار میکنن و بعد شما با اینکه شرایطش رو داشتید خودتون رو از گناه و فساد حفظ کردید.... تا شما عمقی به این حرفای من فکر کنید، من یک مورد غلط توی پست بچه ها هست همون رو بگم دوباره برمیگردم…
جناب مثبت من! اون زهر ماری رو نمیکشن ، معمولا میخورن! اونی که میکشن ، دخانیات هست ، البته من دقیق نمیدونم ، باز شاید یک سری زهر ماری ها باشه که بکنن تو سرنگ تزریق کنن که چون این تزریق با دخانیات برای شما قرینه معنایی پیدا کرده شما هول کردین گفتین میکشن، البته منکه نمیدونم ، شایدم میخواستین بگین اون زهر ماری رو سر میکشن، یا اون زهر ماری رو میکشن بالا ، که در هر صورت ما وظیفه داریم اشتباهات نگارشی رو گوشزد کنیم ..باز یک وقت فکر نکنید ما توی اون مدل خانواده هاش تربیت شدیم که به بچه هاشون یاد میدن یکسره غلط بقیه رو بگیرن و تخریب شخصیت کنن ! نخیر! اصلا ما از اون خانواده هاش نیستیم ،
اینی هم که الان این غلطها رو گرفتم ، چون دیدم جناب فرشته مهربان خیلی روی املا و انشای بچه ها تاکید دارن ، برای همین من اصلا یک حس مسولیت خاصی پیدا کردم که گذرا از روی غلط های بچه های اینجا رد نشم ،
یعنی همیشه با خودم فکر میکنم من اگه از کلاس اول دبستان با اینجا اشنا شده بودم پایه درسیم قوی شده بود و الان به یکجایی رسیده بودم ،
بعد حالا این املا و انشا که چیزی نیست ، اینقدر مسائل اموزنده داره که حد نداره! مثلا داستان..
چقدر این سایت توش داستان نقل شده، مثلا یک سری داستان توی لینکهای زیر هست که خوندنش واقعا روزانه چندبار توصیه میشه:
داستان ماهی قرمز داخل اکواریم و حصارهای ذهنیش
داستان میمونهای کنجکاو
بعد حالا اینها که چیزی نیست ، یکسری داستان تو این سایت هست میشه از روش سریال "کلید اسرار" ساخت
داستان چگونه در مترو زندگیم متحول شد!
داستان روزی که حاجی ناهار ابگوشت داشت و کوفتش شد
(البته این داستان اخر ظاهرا کمی صحنه دار بوده ، از روی سایت حذف شده)
اما جناب فرشته هوایی زیاد از موضوع شما دور نشیم
به نظر من موردی که شما مطرح کردیداز چند بعد قابل بررسی هست:
اول اینکه شما توی نوشته هاتون این دغدغه رو مطرح کردیدکه ایا هنوز پسرهای پاک توی جامعه هستن؟ قطعا پاسخ این سوال مثبت هست ، همونطور که علیرغم اینکه نسبت به گذشته ، شاید چه دختر و چه پسر ، در برابر گناه و فساد بخاطر شرایط فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی جامعه ، اسیب پذیر تر هستن و به همین خاطر پاکی نایاب تر شده ، ولی با این وجود هنوز دخترها و پسرهایی هستن که بکارت جسمی و روحی خودشون رو حفظ کردن و اجازه ندادن غیر از روابط مشروع ، این پاکی دستخورده بشه ، ولی موضوعی که اینجا مطرح هست اینه که خیلی مهمه شما تعریف روشنی از یک پسر پاک برای خودتون داشته باشید ، شاید فردی از اینکه همسرش در روابطی مثل دست دادن و شوخی با نامحرم ، ازاد باشه ، همسرش رو پاک بدونه و تنها زمانی همسرش رو ناپاک بدونه که روابط جنسی با کس دیگه ای داشته باشه ، شاید کسی باشه تماشای برنامه های ماهواره رو عیب بدونه ولی دختری به پاکی همسرش بخاطر تماشای ماهواره انگی نزنه ، شاید فردی باشه یک پسری که دلش پاک باشه!‼ حالا نماز و واجبات رو هم به جا نیاورد برای همسرش پاک باشه ولی برای فرد دیگه ای حتی کاهلی همسرش در نماز هم عذاب اور باشه ، بنابراین تعریف دقیق از پاکی پسراز منظر شما به خود شما کمک زیادی میکنه تا بدونید باید دنبال چه موجودیدر درجه اول باشید.
موضوع بعد اینکه شاید همسر مناسب شما بلحاظ سنی از 28 سال به بالا باشه ، خوب چون شما روی موضوع مرفه بودن و همکفو بودن مالی هم تاکید دارید ، و پسری که تا اون سن مجرد بوده و تمکن مالی خوبی هم داشته ، بسیار باید ایمان قوی داشته باشه تا سالم و پاک مونده باشه ، بنابراین به نظر من کمی در این دو کفه پاکی و شرایط قوی مالی تعادل ایجاد کنید و اولویت بندی کنید.
سوم اینکه به نظر من بسیار مهمه ما در هر بعد زندگی(شغلی ، کاری ، خانوادگی ، اجتماعی ) ، اعتقادات و ارزشهای خودمون رو مشخص کنیم، وقتی اینکار رو بکنیم و همزمان نگاهمون رو از روی نتیجه گرایی به وظیفه گرایی تغییر بدیم ، مادامیکه از ارزشها و اهداف خودمون منحرف نشدیم ، ولو اینکه نتایج مطلوب ما هم نبوده باشه ، ولو اینکه سختیهایی در مسیری که بخاطر اهداف و ارزشها تحمل میکنیم، بر سر راه ما سبز بشن ، ولی همیشه ارامش داریم چرا که ارزشهامون در زندگی کاملا مشخص هست و از اونطرف زیاد تمرکز خودمون رو نزاشتیم که حتما باید اون نتیجه مطلوب ما حاصل بشه ، بلکه مهمتر این هست که در وظایف خودمون کوتاهی نکنیم و در امتحان وظیفه سربلند بیرون بیایم نه امتحان نتیجه.پس شما چون اعتقادات مشخصی دارید ، هیچ وقت از گذشته خودتون که منطبق با اعتقادات شما بوده ، پشیمان نمیشید علیرغم اینکه الان خلا عشق و عاطفه یک معشوق رو شاید احساس کنید ، همونطور که گذشته خوبی داشتید ، در اینده هم به نظر من شما تنها به وظیفه خود عمل کنید و اجازه بدید خدا نقش خدایی خودش رو برای شما ایفا کنه. به خدا و زمان بندی خدا اعتماد کنید.
موفق باشید.
پ.ن: دوستان من نحوه نوشتنم طنز گونه هست ، ته دلم ولی صافه، هیچی نیست، کسی ناراحت نشه، اگرم کسی ناراحت میشه بگه تا باهش بیشتر شوخی کنم
![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)