سلام.
یه داستان واقعی و نکته دار که ترکیب جبرواختیار وحکمت رویدادها رو هم نشون میده ، (البته من ساده وخلاصه ش رومیگم)
یکی ازعلما ماوراءالنهربا حاکم یاپادشاه وقت بحثش میشه اوبه اون حاکم میگه که ما هیچ وقت مال حرام نمیخوریم_این داستان رو در حق کاشف الغطاء هم شنیدم_این جمله به این حاکم برمیخوره تصمیم میگیره او روبه مهمانی دعوت کنه ومال حرام سر سفره بذاره،به اصرارعالم رو دعوت به مهمانی میکنه،
قبلش به دوتا ازندیمانش دستور میده یه گوسفند بدزدن وبرای مهمانی طبخ کنن اوناهم نامردی نمیکنن وسر راه یه پیرمردی که گوسفندی روجایی میبره کتک میزنن و گوسفندو ازش میگیرن ومیارن وذبح وبعد طبخش میکنن.عالم هم درمهمانی ازش میخوره،
حاکم سرخوش وخوشحال ازاین قضیه بهش میگه شماکه گفتی هیچوقت مال حرام نمیخوری،این غذایی که مابه شمادادیم اینطور بدست آمده وحرام هست.هنوز صحبت حاکم تموم نشده که پیرمردسراسیمه سرمیرسه وبه عالم میگه که دنبالش بوده وگفتن مهمان حاکم هستی گوسفندی نذرکرده بودم بیارم خدمت شما که سر راه دوتاجوان منو کتک زدن وبزورگوسفند روازم گرفتن...
حالا خانم فرشته آسمان اختیارباتوست براساس ظواهرامور قضاوت کنی،یاباحفظ پاکی خودت به خداتوکل کنی... او علت العلل هست دستش بسته نیست که قرارباشه علت ازدواجها دوستی دختروپسرباشه!...
قدر زر زرگرشناسد ***قدرگوهرگوهری...."









علاقه مندی ها (Bookmarks)