با سلام به شما آبجی گلم
چقدر خوشحال شدم تو این اوضاع روحی روانی که دارم تاپیک شما رو خوندم چقدر انرژی مثبت گرفتم...یه جورایی هم ازتون ممنونم که به موقع این تاپیک رو زدین .چون بهش نیاز داشتم
نمیدونم تاپیک من رو خوندین یا نه ...من پسری هستم که تا این سن که تو 25 سالگی هستم وارد اینجور رابطه ها نشدم با اینکه به جرات میتونم بگم اندازه موهای سرم برای موقعیت پیش اومده بود...
اما همیشه و همیشه فکر به اینکه باید خودم رو سالم نگه دارم تا خدا اینا رو ببینه ازم راضی باشه همیشه منو از گناه ها دور نگه داشت
من به عنوان یه پسر که وارد اینجور رابطه ها نشدم به شما میگم که تو این زمینه تنها نیستین
درسته که الان زمونه جوری شده که کسی که وارد این رابطه ها نشه رو بهش میگن عقب افتاده و ... اما به نظر من این عقب افتادگی بعدها در ازدواج خیلی به آدم حال میده.. چرا؟ چون همه چیز واست تازگی داره...
چرا تو ذهن همه یه خاطره مبهم باشیم نه یه آدم ماندگار؟
برای من پسر تو این تهران شلوغ پیدا کردن یه دختر کار خیلی راحتیه...
اما نمیخوام و نمیکنم اینکارو به قول شاعر گفتنی صبر میکنم تا از قوره حلوا سازم








علاقه مندی ها (Bookmarks)