با سلام و تشکر از همه دوستان
صبوری عزیز گفتین حساسیتم رو کم کنم
مدیر همدردی محترم گفتین روی ریشه مشکلم فکر کنم
زندگی موفق گفتین با مهربونی بهش بگم
ساراجان گفتین من تلاش نمیکنم...............
دیروز یه تاپیکی میخوندم اسمش یادم نیست نویسنده ش گفته بود اومدم درددل کنم وگرنه میدونم اینجا کسی راهکار نمیده و همیشه خودتو متهم میکنن
شماها فککر میکنین من تلاش نکردم؟؟ کدوم زنی واسه زندگیش تلاش نمیکنه کدوم زنی دلش میخواد شوهرش دوست دختر داشته باشه ببینین من به کجا رسیدم چنین آرزویی میکنیم که از مرگ بدتره..........
بشینم با مهربونی باهاش صحبت کنم ؟ چی بگم؟ محبت گدایی کنم؟ غرورمو له کنم؟ بگم عزیزم توروخدا به من توجه کن؟
مگه خودش نمیبینه؟ نمیشنوه؟ نمیفهمه؟ گرچه خیلی ازین صحبتا باهاش کردم خیلی بهش گفتم من دلم میخواد تو اینجوری باشی گل بخری کادو بخری توجه کنی تعریف کنی منو ببری بیرون گردش.....ولی فایده نداره میگه من همینم چکار کنم گدایی کنم اینارو ازش؟؟ دیروز رفتم مووهامو رنگ کردم اومدم خونه از دیروز تا الان یه نیم نگاه یه نیم نگاه به صورت من ننداخت یه کلمه حرف نزد حالا بازم میگین ریشه مشکل رو در خودم جستجو کنم؟؟
مدیر همدردی عزیز دوستای خوبم بقیه خانمهای این تالارو نمیدونم ولی من زن سخت کوشی ام 3جا دارم کار میکنم اونم تو یه رشته کاملا مردونه صبر و تحملم معروفه میخوام بگم زنی که میاد اینجا مشکلاتشو مینویسه بدونین از رو سرگرمی نمیاد همه راهها رو امتحان کرده همه جور تلاش کرده بدونین تحملش طاق شده بدونین انقدر بی کس و تنهاست که میاد اینجا با غریبه ها درددل میکنه............ شوهرم یه بار نشده بمن بگه پاشو بریم بگردیم چهارشنبه سوری و عید و سیزده بدر و روز تعطیل و غیر تعطیل نداریم همیشه همینه
مگه نه اینکه وظیفه زن آشپزی و تمکین و.... و وظیفه مرد تامین نیاز مالی و رسیدن به زن و بچه شه من که وظایفمو تو خونه انجام میدم حتی بیرون از شوهرم بیشتر کار میکنم بخدا درآمدم 2برابر شوهرمه پس چرا اون به وظایفش عمل نمیکنه چرا تو جامعه ما همه چی یکطرفه س؟
من افسرده شدم همیشه دلم میخواد گریه کنم حتی توی جمع توی شادی توی سرویس محل کار جلو تلویزیون همین الان همیشه..... یکی از دوستام که دکتره گفت این بارزترین نشونه افسردگیه
دوستای گلم واسم دعا کنین دیگه قرص و دارو و حتی این تالار بمن کمک نمکینه دعا کنین حالم خوب بشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)