نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
شما وقتی کسی را دوست داشته باشی و از نظر جنسی هم سالم باشی، می تونید همدیگه را راضی کنید.
اما اگر هزاران اختلاف داشته باشی و فقط مسائل جنسی بینتون خوب باشه، کم کم رابطه به سردی خواهد رفت.
شما از کسی دلخوری، به سختی می تونی بهش سلام کنی، اونوقت چطور می خوای بعد از جنگ و دعوا و ... در آغوشش آروم بشی؟

آدمی که الان، در مرحله خواستگاری، ازش سرد شدی و خیلی تمایلی به ازدواج باهاش نداری، جز برای تامین جنسی،
فکر می کنی فردا که زنش شدی و به قول اقای مدیر همدردی این "نجواهای" اختلاف و سردی، تبدیل به "فریاد" شد، می تونه همسر مناسبی باشه؟

اگر مورد مناسبی نیست، بخاطر مسائل جنسی ازدواج کردن اشتباه محض است.
راستش نگرانی من از این هست که نتونم کس دیگه ای رو این طوری دوست داشته باشم
یکی از همکارانم در محیط کار دو سالی هست که از من خواستگاری کرده و اینطور که خودش میگه علاقش خیلی زیاد هست اما غیر از مسائل دیگه، من اصلا هیچ علاقه ای نسبت به ایشون پیدا نکردمو نمیتونم ایشون رو به عنوان همسر در کنار خودم بپذیرم (با این که خیلی ابراز علاقه و از خود گذشتگی میکنن)
به همین خاطر واقعا فکر میکنم شاید هیچوقت نتونم کس دیگری رو در ذهنم جای بدم
ایشون اولین مردی بودن که من باهاشون تماس نزدیک برقرار کردم و نگران هستم اگر با هر مرد دیگه ای ازدواج کنم (مخصوصا که در ابتدا پذیرشش رو هم نداشته باشم) نتونم این خاطرات رو از ذهنم پاک کنم و باهاش کاملا یکی بشم
خیلی خیلی برام سخته که روی خواسته دلم پا بذارم و به ایشون جواب رد بدم