دوستان یعنی واقعا کسی نظری نداره؟
![]()
تشکرشده 0 در 0 پست
دوستان یعنی واقعا کسی نظری نداره؟
![]()
تشکرشده 0 در 0 پست
پونه ی عزیز ممنون از نظری که دادین..باید اضافه کنم:
این آقا گفتن همه جوره باهام راه میان..در مورد درسم..ولی من زیاد دیدم کسایی رو از بین دوستام که تو دوران دانشجویی ازدواج کردن و همسرشون یه مدت بعد کم آورده..4 سال مدت کمی نیست .. من هر روز 7 صب از خونه میزنم بیرون 6 -7 عصر بر میگردم خونه..قطعا اگه کسی به عنوان همسرم بخواد وارد زندگیم بشه از من توجه و محبت میخواد .رفت و آمد با خانواده می خواد.گردش و تفریح میخواد..
من منکر اینا نیستم اما با شرایط الان من واقعا امکانش رو ندارم ک هم درسم رو بتونم بخونم و هم بتونم یه زندگی مشترک ایده آل رو شروع کنم..از طرفی هم نگرانم که اگر این اقا بعد از یه مدت خسته شدن مانع درس خوندنم شدن چی؟
با شرایط ضمن عقد هم چندان موافق نیستم..خب اگه از نظر عاطفی همسرم از من دلگیر بشه هیچ سندو مدرک و امضایی اون شیرینی و دل خوشی گذشته رونمی تونه برگردونه..
از طرفی هم این آقا هنوز سربازی نرفتن و دارن برای phdآماده میشن،در آمدی هم ک دارن از طریق شغل آزاده،درسته وضعیت مالیه خوبی دارن اما خب شغلی که مناسب درسشون باشه رو ندارن..و اونطور ک گفتن تا پایان phdهم اوضاع به همین روال خواهد بود..
مشکل دیگه هم خونوادشون هست..ایشون تنها کسی در خونوادشون هستن که انقدر به درس و دانشگاه علاقه نشون میدن .. نگرانیم از این بودکه اگر ازدواج کنیم خونوادشون مارو و خصوصا من رو تحت فشار بذارن که نوه می خوایم( با توجه به اینکه تک پسر هستن و آخرین فرزند خونواده هم هستن)،حالا من درس و زندگیم و این تنش هارو چطوری باید تحمل کنم؟
از طرف خونواده خودم هم مشکل دارم چون ما به تازگی داغدار از دست دادن عزیزی شدیم ،و شرایط و جو خونه اصلا مناسب پیش کشیدن حرف ازدواج من نیست..البته پدر مادرم مشکلی با این قضیه ندارن ولی خب...
**خب من فک میکنم اگر هم بخوام ازدواج کنم ، حداقل به دو سال وقت احتیاج دارم تا از نظر شرایط خونه و کارهای خودم رو غلتک بیفتم..
با خودم فک کردم خب این اقا اگر واااقعا منو بخوان می تونن صبر کنن،چون چندین بار به من گفتن من برای کسی ک دوسش دارم از جونم مایه میذارم،فک میکنم این میتونه محک خوبی برا اثبات حرفشون باشه..
اگر صبر کردن و علاقشون تغییری نکرد و برگشتن که خب اون موقع خیلی جدی از طریق خونواده ها اقدام میکنیم
اگر نه هم که ،لابد قسمت نبوده و علاقه ای ک ازش صحبت میکنن ارزش چند سال صبر کردن نداشته،ک در این صورت هم براشون آرزوی خوشبختی میکنم..
این تمام اون چیزی بود ک با خودم فک کردم..خواهش میکنم بگین فکرم درسته یا نه..![]()
ویرایش توسط maryam1993 : یکشنبه 10 فروردین 93 در ساعت 21:42
تشکرشده 489 در 127 پست
می دونی مریم جان من کارشناس نیستم که بتونم بگم فکرت درست یا نه؟؟
اما من میگم هیچ خواستگاری را بی محک و الکی از دست نده ... تصمیمی بگیر که چند سال دیگه اکه به این روزها فکر کردی تاسف نخوری همین!!!!!
حرفت در مورد اینکه شرایط درسی ات پیچیده است و زمان بر و ممکن طرف جا بزنه قبول دارم اما اگه طرف مقابلت هم دانشجو باشه بیشتر درکت میکنه و خودش هم مشغول درس و ممکن سطح انتظاراراتش پایین تر باشه و دوم اینکه میتونی به راهکارهایی فکر کنی و مهاراتهایی را الان یاد بگیری که بتونی طرفت را بهتر بشناسی یا با سوالات خاص یا به کمک مشاور که بتونی بفهمی چه قدر مرد عمل هست ؟ و چه قدر رو حرفش میمونه ؟و صبر داره و شما و شرایطتت را درک میکنه ؟؟
اگه فرضا ایشون 2 سال صبر کرد (با فرض اینکه شما تو این دو سال هیچ رابطه و علاقه و وابستگی پیدا نکنید ...) و شما از کس دیگه ای خوشت امد چی؟؟؟ اگه با هم در تماس باشید که فکر نکنم اصلا کار جالبی باشه و مشکلات خاص خودش داره.....
زندگی باید کرد
گاه با تلخی راه , گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه باید رویید در میان باران
گاه باید خندید با غمی بی پایان
maryam1993 (یکشنبه 10 فروردین 93), شیدا. (یکشنبه 10 فروردین 93)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)