سلام
یه مثال برای شما میزنم
امسال برای رشته هایی مثل عمران برق مکانیک و سایر رشته های مهندسی در طول 12 ماه سال فقط 2 تا 3 آزمون استخدامی برگذار شد اما برای رشته هایی مثل حسابداری و مدیریت و اقتصاد و ... هر هفته یک آزمون استخدامی برگذار شد

اگر در سال 100 اداره تاسیس بشه و نیرو بخواد شاید فقط 5 تا از اونها مهندس برق بخواد اما همه اونها برای پرداخت حقوق به یک حسابدار احتیاج دارند و به تیم مدیریتی و ...

شما در حال حاظر مثل کشتی گیر آماده ای هستی که میتونی به وزن خودت اضافه کنی و بری در وزن های بالاتر مسابقه بدی که قطعا در همون دور های اول حذف میشی مگر اینکه کلی تلاش کنی و حسابی سختی بکشی تا شاید چند مرحله بری بالاتر و برای قهرمانی باید تلاش فوق العاده ای انجام بدی

در حالی که میتونی توی یک وزن پایین تر مسابقه بدی و براحتی تا فینال بالا بری و قهرمان بشی

شما بخاطر حرف های پوچ دیگران قصد داری رشته های رشته ریاضی رو انتخاب کنی که قبول شدن توی اونها کار هر کسی نیست و بازار کار این رشته ها اشباع هست و برای جذب شدن در بازار کار باید تلاش و سخت کوشی بسیار زیادی از خودت نشون بدی

در حالی که میتونی راحت در رشته ای مثل حسابداری قبول بشی و براحتی هم استخدام بشی

تا اونجا که من میدونم در ادارات دولتی به حسابدار همون قدر حقوق میدن که به یک مهندس حقوق میدن ام اگر به مهندس حقوق بیشتری بدن باید این رو در نظر بگیری که اون مهندس 6 ،7 سال خون دل خورده تا مدرک گرفته و قبول شدنش در اون اداره هم حاصل چند سال آزمون دادن و پشت آزمون موندن و درس خوندن و تلاش بسیار سخت بوده (که همین فرد با انتخاب یک رشته راحت تر از علوم انسانی و یک چهارم تلاشی که قرار بود انجام بده میتونست به موقعیت شغلی خیلی بهتری دسترسی پیدا کنه)

یک بار کتاب های درسی رشته ای مثل برق رو تهیه کن و به فرمول هاش نگاه کن و در کنار اون کتاب های درسی رشته ای مثل حسابداری و مدیریت رو تهیه کن و خودت تفاوت فاحشی که وجود داره رو ببین

من دوستهایی داشتم که انسانی خوندن و با لیسانس حسابداری چند اداره قبول شدن و بزرگترین چالشی که داشتن این بود که کدوم اداره برن (اداره مالیات و بانکها و سایر شرکت ها)

در کنار اون دوستهایی هم دارم که درسشون چند برابر بهتر بود و با فوق لیسانس رشته های مهندسی بیکارن و به فکر مسافر کشی و کارهایی از این دست افتاده اند
حالا دیگر خود دانی