
نوشته اصلی توسط
مصباح الهدی
سلام برادر گرامی
من فکر می کنم فرشته مهربان بهترین توصیه را دادند.بهتر است همان راهکار را دقیقا در پیش بگیرید.
سلام از بنده است گرامی
توصیه ایشون به واقع جامع و مفید هست ؛ فقط مسئله اینه که متاسفانه خانومم گوشیش رو خاموش کرده و اصلا روشن نمیکنه که طبیعتا در دسترس نیست .
اینطوری بگم که بنده هیچ گونه راه ارتباطی با همسرم ندارم ؛ نه موبایل نه تلفن و نه هیچ راه دیگه .

نوشته اصلی توسط
مصباح الهدی
من می دانم شما نمی خواهید آزادی او را بگیرید.این را می دانم.حتما خانمتون هم می دونه ولی رفتار شما چنین حسی به یک زن منتقل می کنه.(امیدوارم منظورم را رسونده باشم).
بله دقیقا منظورتون رو رسوندید و بنده هم این فرمایش شما رو کاملا قبول دارم ؛ اما هر بار میگفتم که حساسیت رو کمتر میکنم ؛ اما خدا میدونه تا چند دقیقه دیر میکرد بازم تمام بدنم میلرزید .
میدونم با مراجعه به مشاور و ... ممکنه وضعیت بهتر بشه ؛ اما دست خودم نیست ؛ من از اجتماع نا امن میترسم و نگرانی اون رو نمیتونم تحمل کنم .
(البته سوء برداشت نشه ؛ به هیچ عنوان ادم ترسویی نیستم !! که مثلا این برداشت باشه که کلا از همه چیز میترسم یا مشکلی دارم! این طور عرض کنم که بعد از 23 سال زندگی و از زمان اشنایی با عشقم فهمیدم احساس ترس و دلشوره یعنی چی!)
حالا با این تفاصیل که بنده به این خانوم عزیزم دسترسی ندارم و چندین و چند بار هم دنبالش رفتم و ... ولی جواب نگرفتم که ناشی از غرور ایشون بوده ؛ دوستان همراه و کسانی که اشنایی به روحیات خانوم ها دارند ؛ برای این شرایط و حال حاضر ؛ چه نوع رفتار و رویکردی رو تجویز میکنن ؟
ایا اگه یه مدت به حال خودش رهاش کنم ؛ ممکنه در تنهایی خودش عاقلانه تر تصمیم بگیره ؟ ممکنه فقدان حضور بنده در جهت گیری تصمیماتش تاثیر مثبت بزاره ؟ یا بر عکس نبود بنده ممکنه نتیجه عکس بده ؟
لطیفی میگفت دختر ها مثل سایه هستند ؛ هر چقدر دنبالشون بری ازت دور میشن . میخواستم بدونم اگر کمی به حال خودش بزارمش بهتر نیست.
این هم بگم که اون بنده رو هنوز دوست داره ؛ هر چند همش میگه دوستت ندارم !
یک دنیا ممنون بابت وقتی که میزارید ؛ واقعا باز کردن صحبت تو این فروم ارامش و اطمینان زیادی بهم داده این چند روز
علاقه مندی ها (Bookmarks)