ممنون مرجان عزيز بابت توصيه هات
باور مى كنى من مدت هاست كه مى خواستم اين موضوع رو بنويسم ولى مى ترسيدم بيشتر اين موضوع بهم تلقين بشه كه "خاطرش هنوز تو زندگيم هست". نمى خوام حتى ذهنم بره تو اون سال ها و بگم چرا ايده ال بود . بارها به خودم گفتم من اصلا از اون شناخت درستى نداشتم، شايد اصلا اون حتى به من فكر هم نمى كرده ، شايد باطن خوبى نداشته كه اين دختر نصيبش شده و هزاران حرف ديگه.
تمام خوبى هاى برجسته همسرم رو نوشتم گذاشتم يه جايى كه هر روز مى بينمش. ديگه اين خوابا دست خودم نيست. يه بار كه اسم اون پسر رو تو خواب گفته بودم يه لحظه بيدار شدم، فهميدم كه همسرم بيداره ( نشون ندادم كه بيدارم). ديدم اروم داره تو گوشم ميگه فلانى رو دوست دارى؟ منم خيلى خوابالو گفتم نه، رضا(همسرم) رو دوست دارم. نمى دونم همسرم فهميد يا نه ولى فرداس دمق بود. خودمم خيلى ناراحت و عصبى شدم سر اين خواب :(
مى ترسم الكى الكى زندگيم خراب شه.









علاقه مندی ها (Bookmarks)