دوست خوبم...با این حرفات خیلی گریم گرفت ..واقعا اینو قبول دارم که هر جوری رفتار کنی همونطوری باهات رفتار میشه..با این حرفات یکمی به خودم اومدم...اینکه من چقد دختر بدی برای پدر مادرم بودم..کاشکی یکمی از محبتاشونو می تونستم جبران کنم..اونا از اول ادم بدی نبودن...اما وقتی من رفتارام عوض شد و بداخلاق و عصبی شدم..و بدرفتاری کردم اونام همینطوری باهام رفتار کردنو باهام بد شدن..از خدا می خوام که منو ببخشه ..و کمکم کنه که بتونم روی رفتارام بیشتر تمرکز کنم..بخدا دسته خودم نیست..بعدش کلی پشیمون میشم..بعد اینکه رو سرشون داد میزنمو..گاهی اوقات.....گاهی اوقات شاید باورتون نشه ولی با این زبون من که ایشالا لال بشه فحش میدم به مادرم..
و بعدش تا چند روز عصبیم..و پشیمون..ولی چه فایده..چه فایده ای داره که دل مادرمو شکستم...
من ی روانیم..ی روانی که روی انجام کاراش کنترل نداره.. ودائما کاراییو انجام میده که باب میل خودش نیس..برام دعا کنین..











علاقه مندی ها (Bookmarks)