سلام. من تنها یکی دو تا نوشته اولو خوندم و اگر چیزی میگم بر همون اساسه.
یکی از دوستام دیوانه وار عاشق یه دوست دیگه مون بود. حتی سالها به صورت دوست دختر و پسری لاو میترکوندن.اما همینکه به زبون آورد و اسم ازدواجو پیش کشید اون خانم چنان تغییر رفتار داد و دنیارو برای این بنده خدا تنگ کرد که نگو و نپرس. در حالی که دیوانه وار می پرستیدش. یه حس مالکیت وحشتناک. یه جور کنترول ظالمانه. خلاصه رفتار اون خانم کار رو به جایی رسوند که دو ماه نتونستن نامزد باقی بمونند.
بعد از مدتی که با دوستم صحبت میکردم گفت: من دیگه اگه از شدت عشق و علاقه بمیرم. محاله به یه دختر بگم دوستت دارم. گ... بخورم اگه به دختری بگم عاشقتم.
من نمیخوام بگم مورد شما هم همینطوره و امیدوارم حرف منو اشتباه برداشت نکنید. اما شاید این بی توجهی ها نتیجه این باشه که نامزد شما نخواد خودشو واله و شیدا نشون بده.
پندار نیک . گفتار نیک . کردار نیک
علاقه مندی ها (Bookmarks)