چرا به خانومتون این حرفا را نمی زنید ؟ (همین چیزایی که اینجا گفتی )
بش بگید که چقر عصبی و خسته از این بحث ها هستید
بهش بگید به امید دیدنش از سر کار می اید خونه
بهش بگید به این امید می اید خونه که بهتون محبت کنه توجه کنه دلجویی کنه
بهش بگید دوسش دارید و اینقدر اذیتتون نکنه بهش بگید برم خونه بابام به خاطر تو منو راه نمیدن می ایید خونه این وضع
بهش بگید اینقدر این بحث را کش نده
بهش بگید این وسط تقصیری ندارید
و در اخر بهش بگید شما هم ادمید از گوشت و پوست هستید از سنگ و چوب نیستید که ناراحت نشید غمگین نشید دلخور نشید
بهش بگید تو می تونی منودرک کنی نه پدر و مادر پیرم که سنی ازشون گذشته و اگه من با اونا اینقدر صمیمی و راحت بودم که پیش همونا می موندم و ازدواج نمی کردم پس درک کن چقدر نارحتم
خلاصه یه مدت از این حرفا بهش بزنید(مسایل با گذشت زمان راحتر و بهتر حل میشن) و وقتی اوضاع خونتون حالت عادی شد بهش بگید که یه فکری بکنه که اینقدر غصه پدر و مادر نداشته باشید بهش بگید شبا تا صبح همش خوابای بد میبینید میترسید اق پدر و مادر بشید و...
به هرحال سعی کنید خانم شما کوتاه بیاد و به یه جعبه شیرینی برید
(خودتون بچه دارید می فهمید پدر و مادر یعنی چی برا همین میگم شما پیش قدم شید با توجه به اینکه خانم شما هم جواب داده وکوتاهی نکرده )
اگه حرف از ماشین و پول باباتون زد
1- یا باید محکم و قاطع جلو بایستید و بهش بگید بهت ربطی نداره و دخالت نکن و این مسایل مربوط به خودم هست
یا اگه همسر منطقی دارید بهش بگید الان را دریاب بزار اگه ماشین نداریم بزار شاد باشیم اعصابمون را خرد نکن حرفش را که بزنی ماشین نمیدن که پس خانم لطفا هیچی نگو
در کل هم فکر کنم با این دلخوری که پیش امده به این زودی ها و به این راحتی از ماشین خبری نیست








علاقه مندی ها (Bookmarks)