من آخرین پست شما را خواندم. مشکل اصلی شما این است که به هیچ عنوان فکر نمی کنید این راهی که رفته اید اشتباه بوده است. از پست شما این گونه برمی آید که برای احساسی که دارید نوعی تقدس قایل هستید. یعنی فکر می کنید که الان عاشق هستید و این یک نوع حس مقدس است. همچنین به دوستان معترض هستید که چرا راهی که شما رفته اید را اشتباه می دانند. شما می گویید با همه اشکلات اخلاقی این آقا و اعتیاد ایشان ، انتخاب ایشان سلیقه شما است و سلیقه ربطی به کسی ندارد.
نتیجه اش اینکه : به دلایلی که در بالا توضیح دادم شما خودتان معتقدید که باید به راهتان ادامه بدهید. نگاهی به چند پست اخیرتان بیندازید همه اش جنبه تدافعی دارد. پس اگر می خواهید همین راه را ادامه دهید ... نمی دانم چه بگویم اما این راه همین است که تا به حال دیده اید و به جز این نیست. حتی اگر ازدواجی هم رخ دهد زندگی با این آقا تبعاتش کمتر از الان نخواهد بود. اما به هر حال انتخاب شما و سلیقه شما همین است به گفته خودتان و کسی که خودش انتخابش را کرده است ، دیگر کرده است. خوب هر راهی سختی هایی دارد و راهی نیست که سختی نداشته باشد. درست یا غلط. زندگی یعنی سختی. سختی های انتخاب شما هم اینها است که گفتید . اگر واقعا انتخاب شما همین است پس به خودتان بقبولانید که باید سختی اش را هم تحمل کنید. اگر غیر از این باشد حال فعلی شما تغییری نخواهد کرد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)