سلام نسترن جان
من تاپيكتو خوندم و با بعضي از حرفهايي كه اينجا زده شده موافقم اول اينكه موافقم فعلن به جدايي فكر نكن و البته اينو هم بگم فعلن به عروسي هم فكر نكن
همسر شما چند ساله شونه ؟
چرا از پدرش كمك ميگيره؟
مگر خودش نميتونه بره سر كار
ببين يك سري واقعيات در زندگي وجود داره كه آدم باهاش رو در رو ميشه اينو هم بگم اول از همه مشخص كن ببين همسرت ميتونه بدون اينكه پدرش نباشه زندگي شما رو تامين كننده يا نه ؟
دوم اينكه رفت و آمد به شهر ديگه براي تحصيل وقتي خوبه و اشكال نداره كه همسر واقعا همراه واقعي با شما باشه و يكجاهايي خلا و سختي شما با شما همراه باشه چه بسا آدمهايي بودن كه در شهر خودشون درس خوندن ولي دريغ از يك لحظه همراهي همسر و واقعا دوران تحصيلي سهژخت داشتن و چه بسا افرادي بودن كه در دورترين نقاط نسبت به محل زندگي درس خوندن كه همسرشون با مديريت و درايتي كه داشتن اين دوران هتحصيل به راحتي پشت سر نهاده شده است
من نميخوام موج منفي بدم ولي ميخوام تجربه خودمو رو كه همسرم با تكيه به پدر و مادرش بزرگ شده والان كه مادرش از دنيا رفته چه لطمه ايي خورده حتي درسشو ادامه نداده و تا سن 33 سالگي بدون كار زندگي كرده و تمام مايحتاج زندگيشون پدرش تامين كرده و من اگر چيزي ميخواستم ميذاشت برحسب مادي بودن من .. يا الان ميگم اينو بخريم يگه بزار ببينم خونه پدرم هستم يا نه بعد بريم بخريم .....
اميدوارم حرفهاي من ناراحتت نكنه فقط تلنگري باشي براي اينكه بهتر فكر كني ......








علاقه مندی ها (Bookmarks)