بله شرایط من خیلی عجیبه واقعا
حس میکنم توی دهه 40 حبس شدم :(
متاسفانه مادر من فوت کردن، اگه زنده بودن شک ندارم یه ماهه پدرم با رضایت قلبی میومدن خواستگاری، چون رابطه خوبی باهم داشتن
---------------------------------------------------
حرفاتون بسیار عالی بود
الان حدود 8 ماهه دارم با خودم کلنجار میرم که آیا به اون خانم بگم یا نگم!
نمیدونم چیکار کنم
از یه طرف همیشه جلوی چشمم هست از طرف دیگه نمیتونم بهش حسم رو بگم
من میخام فقط و فقط از کانال خانواده وارد بحث بشم، یعنی شماره منزلشون رو بگیرم و به خواهرم بگم باهاشون تماس بگیرن نه مثل روابط الان که پسر و دختر شماره بهم میدن و با هم راحت میرن و میان تا ببینن چی میشه، دوس ندارم اون خانم رو هم وارد برزخی کنم که الان خودم داخلشم
خیلی دارم اذیت میشم، شدیدا دلم گرفته از این موقعیت
خیلی خیلی دعا و راز و نیاز میکنم امیدوارم خدا به دلم گوش کنه










علاقه مندی ها (Bookmarks)