نقل قول نوشته اصلی توسط toojih نمایش پست ها
سلام دختر خوب، یک نکته ای در مورد رابطه یک خانم و آقا وجود داره که متاسفانه در مورد شما دیگه صدق میکنه و شما به اون مرحله رسیدی. وقتی دختری توی یک رابطه با یک پسر به حالت آویزون تبدیل میشه حتی اگه این آویزون بودن هیچ وقت به زبون نیاد و فقط توی رفتارها و حتی نگاه هاش پیدا بشه، دیگه متاسفانه هیچ وقت نمیتونه از این حالت از چشم آقا بیرون بیاد. اون دختر برای اون آقا همیشه به عنوان یک دختر بی ارزش و آویزون توی ذهنش باقی میمونه حتی اگه اونقدر دختر خوبی باشه که از دید بیشتر آقایون یک دختر نزدیک به ایده آل به حساب بیاد و آرزوش رو داشته باشند.



ممنون از جوابتون. مشکل اینجاس که من همه عواقب و نتایج این رو میدونم اما بازم احمق میشم و طرفش میرم. قطعآ هدفش اون چیزی که شما میگین هست اما مشکل اینجاس که من نمیتونم قبول کنم.

شما متاسفانه توی این رابطه به بدترین شکل ممکن شکست خوردی. اینرو بپذیر و دیگه ادامه اش نده و به عنوان یک تجربه بهش نگاه کن. هیچ سعی و تلاشی برای نزدیک شدن به این آقا نکن و حتی اگه خودش هم دوباره سراغت اومد باهاش ادامه نده، چون اگه دوباره سمتت بیاد فقط به امید کشوندن شما به تختخواب، لذتجویی ازت و بیشتر له کردنت خواهد بود نه چیز دیگه. شما هیچ وقت نمیتونی دوباره براش آدم ارزشمندی بشی.

امیدوارم نخوای امتحان کنی! اون آقا پسر توی موقعیت خیلی خوبی خودش رو قرار داده. بدست آوردن شما الان خیلی راحته.


ممنون از جوابتون. مشکل اینجاس که من همه عواقب و نتایج این رو میدونم اما بازم احمق میشم و طرفش میرم. قطعآ هدفش اون چیزی که شما میگین هست اما مشکل اینجاس که من نمیتونم قبول کنم.
و اینکه من اسم اینو رابطه نمیذارم چون با این آقا نبودم به هیج وجه. و اون هم روشی که شما گفتین در پیش گرفته بی محلی و اشتیاق بیش از حد من.

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط noamooz نمایش پست ها
سلام.
بیخیالش شید. هم خودتون رو سبک میکنین و هم براتون یه سری خاطرات بوجود میاد که در آینده آزارتون میده. شمارشو پاک کنین بهتره.

والا شمارشونو پاک کردم اما از راه های دیگر هر از گاهی اعلام وجود میکنه. ومنو بیشتر مشتاق تا جایی که نمیتونم خودمو کنترل کنم و جواب میدم. چون من این آقارو فقط دو بار دیدم اونم در حضور بقیه هنوز یه ذهنیت پوچ دارم که باهاش‌ میتونم باشم.

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
آگاهی مهم ترین چیزیه که می تونه کنترل بده به ما و ما رو یه ناظر و مدیر روی همه ی رفتارامون بکنه. بازم فکر کن ببین واقعا جذب چه چیزاییش شدی. وقتی بدونی دیگه اون اگاهی ای که پیدا می کنی ورای رفتارات میشه. هر رفتار غیر قابل کنترلی رو می تونه این اگاهی ات کنترل کنه. و تصمیمی که بگیری معقول خواهد بود.
در مورد تنهایی خوب یه کم سرتو شلوغ کن. چیزایی که یه مدت طولانیه که می خواستی یاد بگیری وقت نکردی الان یکیشونو برو یاد بگیر. کاراتو بکن. با دوستات برو بیرون. سرتو به کارای مثبت گرم کن که بیکار نشی یاد اون نیفتی و کنجکاوی ات گل نکنه :) این کنجکاوی ات رو هم می تونی به یه سمت مثبت سوق بدی. بسته به رشته ات به درسات به پروژه ات به تحقیقاتت. انرژی کنجکاو بودنتو به سمت مثبتی سوق بده که خیرش به خودت برسه.
این اقا رو هم لازم نیست دنبالش بدوی. اما اگه فکر می کنی گزینه ای هست که بعدا بخوایش با رفتار خوب باهاش برخورد کن. سلام خدافظ خوش اخلاقی و حرف زدن محترمانه و خوش رو در حد ضرورت و خیلی با احترام. همین. اس ام اس و این چیزا هم نیاز نیست بهش بدی. خودش اگه خواست دنبالت می دوه :) تو راهو به روی ادمای دیگه نبند زیاد. با همین خوش رفتاری احترام گذاشتن و خوش رویی. دیگه نمی خواد خودتو اذیت کنی.
اگه هم خیلی کنجکاویت گل کرد امار کسی رو بگیری خوب بگیر سرچ کن امارشو در بیار. ولی از نظر کنجکاوی فکری. همین. نه احساسی. مسایلو با هم قاطی نکن. بعدش هم که امارشو دراوردی اینطور که می گی دیگه کنجکاویت برطرف شده دیگه. پس بی تابی نکن.
هیچوقت مجبور نیستی دنبال کسی بدوی. البته حداقل در این سطح از رابطه که در واقع هیچ رابطه ای نیست. احترام به خودت بذار به ادمای دیگه هم احترام بذار. برخوردت هم با خودت هم با دیگران با احترام همراه با مهربانی باشه. ارامش داشته باش و ریلکس باش.
موفق باشی.

واقعآ از جوابتون لذت بردم. ولی یه مشكل مهم من تنهایی و فشار سنگین درس هاس. همش فکر میکنم اگه با کسی باشم شاید تا حدودی سختی های زندگیم یادم بره چون دوستای اطرافمو میبینم که باهم دوستن ولی من تنهام. و دیگر نبود گزینه بهتر! با اینکه ممکنه ای آقا مناسب نباشن