سلام بهنا جان خواهر عزیز.اول چند تا سوال دارم ازت:
همسرت چند ساله است؟
ایا همسرت به خواست خودش به خواستگاریت اومده؟
الان همسرت بهت علاقه داره یا اونم مثل شماست؟
ایکاش در زمان خودش دست از خجالت میکشیدی ولی خب یه دختر 13 ساله تو اوج احساسات بودی.اما الان احساسی تصمیم نگیر منطقی باش که فکر کنم منطقی هستی که اومدی و از دوستان همدردی کمک بگیری.
اول از همه برو پیش مشاور اول خودت تنها برو بعد اگه شد با نامزدت برو سعی کنید کاملا سنگهاتون رو وا بکنید.قبل از طلاق هزار تا راه نرفته وجود داره.متاسفانه یا خوشبختانه طلاق عواقب بدی داره افراد جامعه کار ندارن تو 16 ساله هستی یا 40 ساله در نظر جامعه طلاق طلاقه فرقی نداره تو چه سنی باشه و اسم زن مطلقه رو یدک کشیدن یه سری عواقب بد داره.به خاطر همین کاملا منطقی باش.فکر کن ازدواج نکردی و تازه قراره خواستگار برات بیاد معیارهایی که داری رو بنویس و در موردشون برای خودت توضیح بده.بعد ببین چند درصد از معیارهات رو همسرت داره چند درصد رو نداره ولی میتونه کسب کنه؟؟ایا اگه معیارهایی که نداره کسب کنه میشه که تو عاشقش بشی؟؟؟اگه میشه که روی خودت کارکن تا بهش علاقه مند بشی.و اگر نداره و نمیتونی دوست داشته باشیش باید یادت باشه تو راه طلاق تو باید حمایت صد در صد خانواده ات رو داشته باشی.پس سعی کن که اون ها رو با خودت همراه کنی به دو دلیل: یک طلاق بار روانی سنگینی داره که اگر کسی حمایتت نکنه ممکنه دچار مشکلات روحی زیادی بشی و حتی بعدها پشیمون بشی از کارت.دوم اینکه با حمایت خانواده ات افراد فامیل و غریبه دیگه جرات زیر سوال بردن تو رو نخواهند داشت چون تو تحت نظر خانواده ات از همسرت جدا شدی و اگر حرفی پیش بیاد خانواده ات جوابگو خواهند بود.
اما به نظر من قبل از هر کاری تمام سعی خودت رو بکن تا عاشق همسرت بشی به خوبی هاش فکر کن.اصلا خاطراتی که اذیتت میکنند رو به یاد نیار اصلا فکر کن که تازه باهاش اشنا شدی و تمام تلاشت رو بکن.
و یادت باشه طلاق منفورترین حلال خداست و اینکه:
هزار راه نرفته قبل از طلاق وجود داره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)