امروز با یکی از دوستام حرف زدم دوستی که از دبیرستان باهم بودیم وبعدم دانشگاه شاید هم قرار باشه همکار شیم برای همینم زنگ زده بود
بعد از سوال درمورد محیط کار و شرایطش و بقیه اوصاف حرف زندگی شد
اخ که دلم سوخت که اونم همدرد با منه اخ از دروغ متنفرم
از ریا
از ظاهر سازی
آهای اونایی که میرید خولستگاری همه چیزو خوب جلوه میدید هر چی شما بگید هر چی شما بفرمایید
بدونید یه دختر تنها سرمایه ای که یک عمر داره اونم دو دستی تقدیم شما میکنه عفت و پاک دامنیشه
تمام غرور یک دختر اینه که دست نامحرمی بهش نخورده
اونوقت میاید گولش میزنید اسمتونو میزارید روش و بعد یادتون میره که چی گفتید برای بدست آوردنش چه کارا کردید حالا یادتون رفت
چیه چتونه چی میخواهید این همون دختریه که ارزوی با او بودنو داشتید
حالا دستاش براتون تکراری شده
حالا طعم لبهاش تلخ شده
حالا.. .....
دلم گرفته داغونم اینبار نه برای خودم برای دوستم که هشت سال باهاش بودم
عین خواهر بودیم
تو غم و شادیای هم
دردش درد منه
با پسرخاله اش ازدواج کرد یه پسرخاله مجید میگفت ده تا از دهنش در میومد
الان کار اونا هم به طلاق کشیده چرا؟؟؟؟؟؟
چون آقای محترم بقول دوستم شازده از خودش اراده نداره
هر چی مامانش بگه
هرچی خواهرش بگه
اه ه
دلم بدجور شکست حتی بیشتر از خودم دلم به حال او سوخت
اخه چرا؟
جریان خواستگاریشم میدونم خاله و مامانش باهم نشستع بودن دوستمم هم بوده تو یه مجلسی یه خانومی از دوستم خوشش میاد برایخواستگاری پسرش و خاله جان دست و پایش را گم میکند با هزار وعده و وعید به خواستگاری میرود آنها هم قبول میکنن گول میخورن
آخ که چقدر درد داره از خودی خوردن
دلم شکسته دلم شکسته دلم شکسته
دوستم میگفت تا این لحظه نفرینشون نکردم منم گفتم تو نفرین نکن ولی من بجای تو نفرین میکنم خدایا آنچه بر سر ما آوردند سر عزیزترین کسانشان بیاور
تا بفهمن چه زجری داره
البته اگه میفهمیدن که این کارارو نمیکردن خدایا من نمیگذرم لز سر تقصیراتشون
به همین ماه مبارک قسمت میدم دردی رو که گذاشتن رو دلمون به قشنگ ترین شکل ممکن از رو دلمون بردار تا بدونن تعز من تشا و تذل من تشا
آبروی یه دخترو بردن هنر نیستt_t








علاقه مندی ها (Bookmarks)