دلم برای عشق هایی گرفته
که بعد هر سکس، به شک افتادند
برای عقیده هایی که فقط در تخت خواب شنیده شد..
برای بغض های نُه ماهه ای که شکسته نشد
دلم برای زن گرفته
که انحنای تنش بیشتر از تفکرش به چشم آمد
برای آزادی اش که فحشا نامیده شد
برای استقلالش که در سر جامعه هوای هوس انداخت..
برای دفتر شعر و خاطراتش که عصیان نام گرفت
برای خانه بختی که خوش بختی را انکار کرد..
دلم برای زن گرفته است
زنی شبیه رقص، درست در وسط عقده های مرد
زنی سنتی شبیه ناموس مرد
زنی مدرن شبیه تمام شهوت های مرد..
و هیچ کس هم به روی خودش نیاورد
این همه اکران شدن به سازهای ناکوک مردان را
- - - Updated - - -
زن آشفته عزیز از همدردیت ممنونم ولی بعضی چیزا هستن که دل آدمو به درد میارن اینم از اوناش بود
دردم گرفت خیلی
براموون دعا کن








علاقه مندی ها (Bookmarks)