
نوشته اصلی توسط
parvizb
خواهشا با خودتون صادق باشین. دنیا روز به روز تغییر میکنه و ما هم باهاش عوض میشیم. دیگه کسی نمیتونه به ی نوجوان یا جوان بگه چشمات رو ببند و چیزی رو که ما میگیم گوش کن.با پنهان کردن کردن واقعیت ها فقط خودمونو گول میزنیم.
مائده عزیز، زندگی برای همه یک شکل نیست.ازین ناراحتم که جواب های دوستان فقط بر یک اساس هستش. حرفاتون نشون میده که شما و اون آقای محترم آدمهای نماز خونی نیستین. در کل آدم های زیاد مذهبی نیستین اما مسایل مذهبی رو رعایت میکنین. دقیقا مثل خود من و خیلی های دیگه که هر روز میبینمشون. باید واقع بین بود. ادای آدمهای مذهبی رو در آوردن دردی رو دوا نمیکنه.
پس ببین به نظر خودت با این شرایط مساله مذهب میتونه بینتون اختلاف ایجاد کنه یا براتون مهم نیست.
نظر دوستان دیگه هم محترمه. اما نمیشه که همیشه حرفا بر اساس احتیاط باشه و همیشه بگیم اون کار رو نکن شاید اتفاق بدی بیوفته.چون همیشه همونقد که احتمال اتفاق بد هست احتمال افتادن اتفاق خوشایند هم هست. زندگی رو خود ما میسازیم. طرف مقابل هر چقدر هم بد باشه ما میتونیم تغییرش بدیم و زندگی خوبی باهاش داشته باشیم.
ازدواج با یک انسان در صورتیکه از خیلی جهات باهم تفاهم داشته باشن و بتونن با هم کنار بیان هیچ منعی نداره.
حرفای عالم های دینی رو هم قبول ندارم چرا که در صورت منفعت برای خودشون ی فتوای جدید صادر میکنن یا لغو میکنن.
اکثر دوستان به طور غیر مستقیم گفتن که ازدواج با ی فرهنگ دیگه غلطه. میخوام بدونم اساس و پایه این حرفتون چیه؟آمار و ارقامی دارید؟
سعی کنید جواب بی طرف بدید. چرا که هیچ قومی بر دیگری برتری نداره.
مائده خانوم برای چند لحظه دوست داشتن رو بذار کنار. این آقا رو با شرایطی که داره در نظر بگیر و ببین اگه دوستش نداشتی و میومد خواستگاریت اونوقت جوابت چی بود؟
شاید به دردتون بخوره:
من همیشه برای تصمیم گیری ی ترازوی ذهنی در نظر میگیرم و در یک کفه حرف دلم و در کفه دیگر حرف عقلم رو میذارم توش. مسلما هر کدوم سنگینتر بود اونو انجام میدم.
براتون آرزوی موفقیت و خوشبختی دارم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)