شما الان بیست و نه سال دارید بانوی گرامی. اگر همسر برادرتان بیست و پنج سال دارد و چهار سال از شما کوچکتر است شما باید بیست و نه سال داشته باشید بانو.
اما به گفته خودتان هنوز مجرد هستید.
خانومی عزیزم من خودم هم برادر دارم و هم خواهر و هر دو ازدواج کرده اند. به علاوه که مادرم هم دو برادر داشت و من در جریان کامل زندگی دو برادر مادرم و همسرانشان و رفتار زن برادرها با مادرم هستم.پس آدم بی تجربه ای نیستم.
خوب به حرف هایم توجه کن : هر خواهر و برادری مدتی در خانه پدر با هم زندگی می کنند. بعد طبق قانونی که خدا گذاشته است هم خواهر و هم برادر به دنبال ازدواج و عشق می روند و خانواده جدیدی تشکیل می دهند. خوب تا اینجا را داشته باش تا بعدا بگویم.
حالا برادرت عشق خودش را پیدا کرده است و ازدواج کرده و به دنبال زندگی جدید خودش رفته است و تمرکز خودش را روی بنای زندگی خودش و خانواده ای که تشکیل داده گذاشته است. اما شما خانومی ، مثل برادرت به سن ازدواج رسیده ای و این موضوع تلخ باشد یا نه یک حقیقت است که دهه بیست بهترین رنج سنی برای ازدواج در ایران است به خصوص برای دختران. شما در سال آخر این دهه هستید یعنی دارید سن مطلوب ازدواج را پشت سر می گذارید. شما باید مثل برادر خودتان به فکر ازدواج باشید و هر چه زودتر همسر مناسبی پیدا کنید. اما دارید کاری می کنید که زندگی خود را نابود کنید. روی یک شاخه نشسته اید و دارید آن را می برید.
شما به جای اینکه روی زندگی شخصی خودت ،برنامه آینده ات ، ازدواجتان و پیدا کردن همسر و تشکیل خانواده تمرکز کنید ( حتما می دانید که تمرکز یعنی به چیز دیگری توجه نکنید تا کارتان تمام شود ) زوم کرده اید روی ازدواج برادرتان و رابطه او با همسرش. به جای اینکه به فکر خودتان باشید ، به فکر کسب مهارت ارتباط با همسر آینده خودتان ، فکر کردن راجع به ساختن زندگی خانوادگی جدیدتان انرژی خود را صرف رابطه برادرتان با همسرش و تجزیه و تحلیل آن می کنید و هر روز فرصتی را از دست می دهید.
من خودم الان اگر بخواهم روی مسایل زندگی برادرم و خواهرم زوم کنم می توانم چندین صفحه بنویسم. اما هر کس از من می پرسد : چرا برادرت بچه دار نمی شه یا چرا خواهرت به فکر بچه دوم نیست ، چرا برادرت فلان و خواهرت بیسار من فقط یک جواب می دهم : برادرم ازدواج کرد و سر و سامان گرفت ، خواهرم هم یک بچه ده ساله دارد و شاغل است و زندگی اش را ساخته است . اما من هنوز مجرد هستم ، من هنوز سر و سامان نگرفته ام. آنها زندگی شان درست شده و من هنوز بلاتکلیفم.
بنابراین باید به جای فکر کردن به زندگی زناشویی خواهر و برادرم و اینکه چکار می کنند یا نمی کنند به فکر زندگی و ازدواج خودم باشم. من باید به فکر سر و سامان دادن به آینده خودم باشم و انرژی و فکرم را صرف این کار کنم و سر و سامانی به خودم بدهم.
- - - Updated - - -
برای حل مشکلتان در قدم اول باید پذیرش این نکته ای که توضیح دادم داشته باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)