مرسی
شوهرم هنوز قهره باهام تو خونمون سکوت حکمفرماست.کار بزرگ و اشتباهی کردم ولی هر چی میگفتم دلم بچه میخواد تنها منو به سخره میگرفت نگرانمه کاملا واضحه امروز حالم بهم خورد رفتم دراز کشیدم تعقیبم کرد ببینه حالم چطوره خودمو به خواب زدم صدای تلوزیون رو کم کرد که اذیت نشم میترسم اگه سر صحبتو باز کنم کار به دعوا بکشه واسه همین ساکتم و فرصت میدم تا با قضیه کنار بیاد.بهش کلک زدم اگه اون اینکارو با من میکرد نمیدونم چه حسی داشتم