آره شما درست میگی منم اول اینجوری بودم یعنی اگه میدونستم یا احتمال میدادم که جایی میتونم ببینمش حتما با هر زحمتی بود میرفتم ولی خوب دیدم که دارم خودم رو اذیت میکنم ، و تصمیم گرفتم فراموش کنم برای همینم بود که دیگه نخواستم ببینمش ، به علاوه شرایط یه کم پیچیده تر از اونیه که فکر میکنین ما هم سنیم من سالی که پیش دانشگاهی بودم دانشگاه قبول شدم اون یه سال بعد از من تا اینجا یه سال عقب افتاده ازم الان اون سربازه و من شاغلم خوب شما بگین ما الان واقعا میتونیم با هم ازدواج کنیم؟
البته اینو میدونم که اون زرنگه و خیلی خوب میتونه گلیمشو از آب بکشه بیرون.