سلام
با توجه به صحبتهای خودتون ظاهرا بیشتر دوره شناخت و آشنایی شما خارج از محیط خانواده بوده ، خوب اگر مقالات و تجربیات دوستان در این سایت رو بخونید متوجه ریسک این نوع ازدواجها و غیر کارشناسی بودن این نوع اشنایی ها خواهید شد. اما به فرض اینکه تمام ریسکهای حاصل از این نوع ازدواج رو حاضرید برای مهمترین انتخاب زندگیتون به جون بخرید نظر من برای موضوع شما اینه :

توی شرع و قانون برای ازدواج رضایت پدر شرط هست نه مادر ، یک دلیل این موضوع هم این هست که کلا خانمها نسبت به اقایون زودباورتر هستند ، مثلا اگه یک اقا پسر به یک دخترخانم بگه من توی حساب بانکیم یک میلیارد پول دارم و مدیر فلان شرکت هستم و... دختر خانم ها غالبا خیلی زود ندیده باور میکنند و ذوق زده میشه و کلی برنامه ریزی میکنه و... ولی اگر همون اقا با پدر دختر خانم روبرو بشه و این ادعا رو بکنه تا پدر دخترخانم ریزترین مسائل رو در نیاره به هیچ وجه باور نمیکنه ، برای همین زمانی که دختر خانم پدر نداره ، باز هم رضایت دادن به مادر موکول نمیشه به یک مرد دیگه مثل پدربزرگش میرسه.

حالا موضوع اول اینکه دلسوزی مادرتون بخاطر وضعیت اشتغال ایشون هست ، مادر رو اصلا کار نداشته باشید ، شما میخواید با ایشون زندگی کنید و خودتون بیشتر از مادر باید نگران وضعیت کاری و کاری بودن همسرتون باشید، اینکه در مورد همت ایشون مطمئن هستید ، اطمینان شما چیزی هست که به شما ثابت شده مثلا ایشون در دوران دانشجویی کار میکرده یا زمان مرده نداشته و.. یا صرفا طبق ادعاهای خودش اینطور به شما القا شده که فرد کاری هست؟ و فقط در حرف بوده و نه در عمل. و ایا سربازی در شهر خودتون نیست و طوری نیست که تایم ازاد داشته باشه بتونه کار پاره وقت انجام بده؟

اگه جواب سوال بالا مثبت هست و همت ایشون در عمل به شما ثابت شده ، توپ رو بندازید در زمین پدرتون و کارها رو به ایشون واگذار کنید ، مثلا به مادر خیلی بیطرفانه بگید که نگرانی هاش به جا هست ولی شما از همت ایشون مطمئن هستید و براش مثال بزنید و بگید به پدرتون صحبت کنه و از جریان خواستگارتون پدر رو مطلع کنه و بعد اقا پسر بصورت غیر رسمی نزد پدر شما بره و سوابق کاری و پشتکاری که داره رو به پدرتون اثبات کنه ، مطمئن باشید وقتی این توانایی به پدر شما اثبات بشه و با توجه به مثبت بودن بقیه موارد طبق گفته های خودتون ،خیلی توی پیشروی کارهای ازدواجتون موفقیت بعدی خواهید داشت.