دوست خوبم دوباره سلام.
ببین دوست من ازدواج فقط پول نیست.شما باید آمادگی ازدواج داشته باشید. طرف مقابلتون هم همینطور.
دوست من می دونی چند نفر مثل شما با همین دید رفتن ازدواج کردن و بعد پشیمون شدن که چرا اینقدر زود خودشون رو گرفتار کردن ؟
نه تنها دوستی بلکه شناخت خانوادگی هم کافی نیست.
مشاور بنده یه مثالی زد در مورد ازدواج که من همیشه اونو هرجا که لازم باشه می گم.
ایشون گفت امکان داره بری از فروشگاه هاکوپیان و بخوای کت شلوار بخری. نه کت شلوار های اونجا نقصی داره و نه بدن تو.اما تنها تعداد کمی از اونها بهت میان.
گاهی اوقات می بینیم که دختر و پسر هر کدوم کیس های مناسبی برای ازدواج هستند اما برای ازدواج با هم مناسب نیستن. به هم نمی خورن.
این هم در بسیاری از موارد مشخص نمیشه مگه اینکه با طرف مقابل بری زیر یک سقف.
یا اینکه زیر نظر یک مشاور بشناسیش.
پس منظور من این بود که حتی شناخت زیر نظر خانواده ها هم واسه خوشبخت شدن و انتخاب درست کافی نیست.
می تونه موثر باشه اما کافی نیست.
به این فکر نکن که یه دختر رو چند سال منتظر خودت نگه داری و بری سربازی و تازه برگردی و بری سر کار.
اگه می بینی اینجا دخترایی هستن که به پای پسرا موندن فکر نکن همه ی دخترای عالم قراره چنین کاری کنن.شما در مقابل ایجاد کلی فکر نابجا در طرف مقابلت و درگیر کردن با مسائل خودت مسئولی.
اینجا درصدی از دخترا رو می بینی که وایستادن.در صورتی که من بین هم خدمتی های خودم افراد که نامزدشونو تو خدمت از دست داده باشن کم ندیدم.
پس با اطمینان راجع به این مسئله قضاوت نکن.
شما هنوز خدمتت مونده.باید اول ببینی خودت آمادگی ازدواج رو داری یا نه.یه نفر که تا حالا کوهنوردی نکرده اول که یه قله رو از دور می بینه می گه این که چیزی نیست فتحش می کنیم..
اما وقتی بهش نزدیک میشه و قدم می ذاره و میره بالا تازه می فهمه کوه چقدر بزرگه و باید با راههای خطرناک و دره های عمیق و فشار هوای نامناسب دست و پنجه نرم کنه و خیلیا تا اواسط که میرن می گن ما نمی تونیم و بر می گردن.ازدواج هم از بیرونش بسیار شیرینه.واردش که بشی تازه متوجه حقایق و سختی هاش میشی دوست خوبم.
شما اگه می خوای ازدواج کنی باشه ازدواج کن.اما اینو یادت باشه به صرف اینکه ظاهرش زیبا بود و خانوادت هم تاییدش کردند دلیل نمیشه که چشمتو ببندی و بگی بسم الله.
می فهمی منظورمو ؟ من نیازت به ازدواج رو کاملا درک می کنم. در مورد تنهاییت و نیاز عاطفی ات هم می فهمم. می دونم به آرامشی که یه جنس مخالف و یه همدم میتونه بهت بده نیاز داری.هممون این نیاز رو داریم.اما اگه می خوای این آرامش رو واقعا از طرفت ریسیو کنی باید تو انتخابت و همینطور عملکردت بسیار دقت کنی.
من دختر و پسری رو می شناسم که خیلی با هم خوب بودن و مناسب هم بودن اما چون کار و شرایط پسر باعث شد نامزدی شون چند سال طول بکشه، اینها با جر و بحث های بسیاری رفتن خونه بخت. و چون تو بحثاشون دیگه قبح قضیه از بین رفته بود هیچوقت نتونستن از رابطه شون راضی باشن. چون قبلا سر مسائل هیچ و پوچ کلی بحث کرده بودن و روشون تو روی هم باز شده بود و حرفهایی به هم زده بودن که فراموش کردنشون واسه هر دو بسیار مشکل بود. همه ی این بحثا به این خاطر بود که پسره بد موقع اقدام کرده بود و هنوز آمادگی لازم رو نداشت که دختره رو به موقع ببره خونه بخت و اون همه جدل پیش آورد.
قبل از جلو رفتنت اول باید مطمئن بشی که اونقدر سنگدل هستی که اگه فهمیدی این ازدواج مناسب نیست ازش دل بکنی ؟ یا بهتره بگم اوقدر واقع بین هستی که این کارو بکنی ؟
چون من و بقیه ی دوستان از این واهمه داریم که جنابعالی با طرف ارتباط برقرار کنی و بعد خوشت بیاد و دیگه عشق و علاقه و کور شدن و این حرفا ....
و اینا همش آسیبه.
اما اگه تصمیمت برای ازدواج حتمیه اول طرف مقابل رو توی یک مهمونی خانوادگی ببین.یه مقدار با هم صحبت کنین ببینین از زندگی چی میخواین.
اینطوری می تونی کلیات رو در موردش بفهمی.و بعد هم اگه خوشت اومد و طرف مقابل هم خوشش اومد با خانوادت مطرح کن تا هماهنگ کنن با هم برین مشاوره.
هم جدا برین.هم با همدیگه.هر طور که دکترتون صلاح بدونه.
بدون نظارت خانواده با هم تلفنی صحبت نکنین یا همدیگه رو نبینین.
اینطوری می تونی طرف مقابلت رو درست بشناسیشو واسه ازدواج بسنجیش.همینطور می تونی خودت رو هم بسنجی چون شاید تو خودت آمادگی ازدواج رو نداشته باشیو ندونی.مثال همون کوه که گفتم.
اما مشاوره زمانی کارسازه که اگه گفت شما با فلان مشکلات رو به رو خواهید بود و مناسب هم نیستین، پاتو نکنی تو یه کفش که من همینو می خوام.
بلکه منطقی بپذیری که مشاور با توجه به تخصص و تجربه ای که داره این تشخیص رو داده و باید از خیر رابطه بگذری.
ایشالا که شرایط مهیا شه و با هم ازدواج کنین.
امیدوارم موفق باشی دوست من.








علاقه مندی ها (Bookmarks)