سلام عزیزم خیلی از بابت مشکلی که داری بیشتر برای شوهرت متاسفم که باید تاوان چه چیزهایی رو دیر یا زود بپردازه...یه زمان یه ادم از خدا بیخبر دلم رو شکوند خیلی نفرینش کردم تا اینکه به پدرم که خیلی با خداست شکایت خدا رو کردم که چرا یه بالیی سر اون طرف نمیاره تا منم حداقل مطمئن بشم که صدامو میشنوه؟!!1 بابام گفت تا حالا از یه پله افتادی زمین؟؟وقتی میفتی چیزیت نمیشه ولی تصور کن از پله صدم غلت بخوری بیای پایین! اون موقع داغون میشی ..این پله ها همون گناهاییکه هر آدمی خودش میسازه اگه الان خدا جواب اون نامرد رو نمیده واسه اینه که میخواد حسابی به اوج برسونش بعد تو همون اوج پرتش کنه پایین تا پودرش کنه...من به حرف پدرم رسیدم...حالا من این رو به شما میگم فکر نکن که این کار همسرت بی جوابه دارهبا این کاراش خودشو داغون میکنه ولی خبر نداره..نمیدونم چقدر آدم با ایمان و معتقدی هستی منکه خودم نماز وروزه واسم مسخره کننده بود ولی وقتی گرفتاری تو زندگیم پیدا شد فقط خوندن قران بهم آرامش داد شب ها اشک میریختم و یاسین میخوندم. دیگه کارم شده که نماز شبم میخونم با اینکه مشکلم هنوز سر جاشه و حل نشده ولی لااقل الان آرامش دارم ...من تنها کمکی که میتونم بهت بکنم اینه که به خدا نزدیک شو تو یکی از سوره های قران هست که خود خدا گفته هرموقع مصیبتی بهتون وارد میشه ذکر انا لله و انا الله راجعون رو زیاد تکرار کنید..واقعا که ما همه از خداییم و به خدا برمیگردیم








علاقه مندی ها (Bookmarks)