دلشکسته جان،
1- حذفش کردم
2- نظر شخصی من این هست که الان زمانی نیست که به گله گزاری از همسرت و خانواده اش و کم گذاشتن هاشون بپرداری. نمی دونم چقدر متوجه عمق ماجرا هستی؟ چطور اینقدر مطمئنی که همسرت می بخشه و مساله به راحتی تموم می شه. شاید چون 4 سال قبل همسرت راحت از کنارش رد شد. اما این بار با توجه به این که مساله تکرار شده و ابعاد رابطه تون هم بیشتر شده، همسرت ضربه بدی خورده. برگردوندن اعتماد ابشون کار ساده ای نیست. اما شما خیلی راحت می گی فعلا دنبال شکایت از اونهاست، اونها که مزاحم من نبودن!
اونی که الان دلشکسته است و تحت فشار شدید روانیه، همسرت هست. دنبال یه راهی باش که به همسرت در حال حاضر کمک کنی.
3- از دست دادن پدر و مادر خیلی سخته. توی هر سنی و هر شرایطی. واقعا سخته.
هر چند که شما پدرت را در بزرگسالی از دست دادی و در واقع فقط بدون مادرتون بزرگ شدین.
پدربزرگ مادربزرگ داری اما رفت و آمدی باهاشون نداری. می گی من کسی را ندارم که دعوت کنم خونه ام!
خواهرتون هم فوت شدند؟
نداشتن فامیل زیاد یا فوت والدین دلیل نمی شه شما هنوز در 32 سالگی انتظار داشته باشین تمام مشکلات زندگی شما را همسرتون یه تنه پاسخگو باشند.
مواردی که از همسرتون گفتید، تمیر کردن خونه و تغییر آرایش و ... متوجه نشدن ایشون برای خیلی از خانمها و آقایون صدق می کنه. نمی دونم چقدر در این زمینه کتاب خوندید و سخنرانی گوش کردید. ولی شاید هنوز باور نکردید که زن و مرد در این مورد متفاوتند. توجه مردها و تمرکز مردها و نگاهشون تفاوت داره. هستند آقایونی که ممکنه کمی دقیق تر باشند یا با آگاهی در این زمینه به تقویت اون پرداخته باشند، اما کلیتش این هست که مردها اکثرا همینطور هستند.
4- موردهایی که نوشتید، از نظر من ( البته نگاهم به لطافت و زیبایی نگاه شما نیست ) مورد نبود که بخواهی به خاطرش خودت را اذیت کنی، بیشتر به نظرم توجیه خودت بود.
نامادری شما از خواهرزاده اش تعریف کرده، طوری نوشتی من بچه بودم و اذیتم می کرد که فکر کردم 5 ساله بودی.
خب چطور در 20 سالگی متوجه نبودی که فرزند همسر ادم نمی تونه به عزیزی خواهرزاده باشه!!
زنگ زدی خونه مادرشوهرت دیدی دارن می زنن و می رقصن؟ مگه نمی گی دو تا کوچه بالاتر هستن؟ خب می گفتی من و بچه هام هم الان می آییم!
عصرونه بوده و خونه ی مامان بزرگشون. مخصوصا اگر از اون خانواده هایی هستند که در این موارد تعارف ندارند و اهل دعوت کردن رسمی نیستند.
شوهرت می گه آرایش دوست نداره؟ خب دوست نداره. سلیقه ایه. تقصیر ایشون چیه؟
به نظر من هم خیلی از صورتها بدون آرایش قشنگ تر هستند.
5- اتفاقا الان که 32 سالتون هست و سنی هم از همسرتون گذشته، نمی تونید بگید می خوام عوضش کنم. بله. مدلش همینه. خیلی هم مدل بدی به نظر نمی رسه .
دلشکسته جان،
اون آقایی که پشت مانیتور قربون صدقه ی شما می رفت، می دونی داشت این حرفها را از کی دریغ می کرد؟ زنی که مثل تو له له می زد برای یک جمله اش!
شما می گی عضو قدیمی هستی و حتما تاپیکهای تالار را دیدی. خانمهای جوانی که اس ام اس ها و چتهای همسرشون را می خونند و تاپیک می زنند که ........
خدا را صدهراز مرتبه شکر کن که همسرت مثل اون نامردهایی که نیست که با شما چت می کنند و بلد نیست حرف عاشقانه به زن مردم بزنه.
می گی برای تولد فرزند دومت کسی نیامد کنارت باشه. به خودت فکر کن ببین چرا کسی نیامد؟
چه رابطه ای با نامادریت داشتی که علیرغم تنهاییش و نداشتن فرزند و نبودن پدر شما و ... اینقدر با شما دوست و نزدیک نیست که 4 روز بیاد خونه ی شما.
چرا نباید دو تا دوست خوب داشته باشی که در این موارد اضطراری به شما سر بزنن؟
بالاخره شما دو تا فامیل دورتر دارید که موقعیتت را می دونن. دختر دایی، خاله ... هیچکس نبود یا نیامد پیش شما؟
حتی خواهرشوهر و مادرشوهر! چیکار کردی که تا این حد از شما فاصله گرفتن؟
امضای من را نگاه کن.
این برگه ها دست تو هست. کاریش هم نمی شه کرد. مرگ پدر و مادر و همسری با این ویژگی و ...
الان جایی هستی که به نظرم باید با هوشیاری با برگه هات بازی کنی.
شاید بگی می شه زد زیر همه چیز و رفت.
ولی مشکلات تو همسرت نیست که با طلاق بشه رفعش کرد. مشکلات تو در خودته.
تو نعمت های اطرافت را نمی بینی و هنوز مثل یک دختر بچه ی 5 ساله توقع توجه و محبت بی حد و حصر داری.
شاید متوجه نعمت دختر و پسر سالمی که داری، همسر و خانواده ات و ... نیستی. هنوز مصری که در دنیای کودکی خودت باقی بمونی.
هر جمله را دوبار نوشتم و پاک کردم که سرزنش توش نباشه.
ولی می دونم که لحنم مهربان نبود.
به نظرم اشکال از خود شماست. چون گفتی اگر لازمه با کارشناس صحبت کنم.
فکر نمی کنم که با یکی دو جلسه اینترنتی هم حل بشه. باید با یک روانشناس مجرب مدتی کار کنی.
این رو هم باید انتظار داشته باشی که وضعیت زندگیت ممکنه کمی بدتر هم بشه. همسرت به خاطر بچه ها و آبروش و .... جدا نشه، اما خیلی بهت سرد بشه.
پس باید حتما با کمک یک متخصص خودت را آماده کنی برای کمک به همسرت و برگردوندنش به زندگیتون و در کنارش (که خیلی هم مهم هست) رفع مشکلات خودت.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : چهارشنبه 05 شهریور 93 در ساعت 13:37
علاقه مندی ها (Bookmarks)