من نمیخوام بحث راه بندازم آقای فرهنگ هر کس نظر و عقیده ای داره عزیز جون.شما هم به خودتون نگیرین تا آدم یه حرفی میزنه.هرکس هم صعود تحصیلی کرده صقوط اخلاقی نکرده من نگفتم! داماد خودمون استاد دانشگاه هستند اما اصلا نظرات شما رو ندارن! من دیگه جوابتون و نمیدم.بقیه هم از من خورده نگیرند. در مورد جواب رد شنیدن من هم اگر اتفاقا رد کرده باشن واسه اینکه تحصیلات ندارم پای خودشونه.چون به نظرم یک انسان سالم هر وقت که بتونه و انگیزه ای براش داشته باشه میتونه تحصیلات و با خودش بیاره.البته تحصیلات از نظر من بازم مدرک دانشگاه نیست و از نظرم میزان مطالعه ی یک شخص در روزمره چه بسا از تحصیلاتی که امروزه فقط شده شب امتحان حفظ کردن و فرداش بیست گرفتن و یه ماه دیگه همه چیز و فراموش کردن درجه ی بالاتری برام داره. در ضمن این لفظ میوه فروشی که شما فرمودید فکر میکنم درست نبود.مهم نون حلالیه که آدم برا زن و بچش در میاره حالا چه صفور باشه چه استاد دانشگاه. پولی که هر دو درمیارند حلاله و ارزشش برای من برابر. (صفور درسته در یک اجتماع بخاطر نگاه نادرست بعضی از آدما جایگاه خوبی نداره ولی برا خدا که اصل کاریه خیلی جایگاه خوبیه اتفاقا.استاد دانشگاه هم که این همه حدیث داریم برای منزلتش پیش خدا)
حالا به نظرم اگر من انقدر نادرست فرزندم و تربیت کرده باشم و براش یه دوست نباشم ایراد از منه که محاسن پدرش رو با بقیه مقایسه میکنه و بقیه چیزا جلو چشمش بی ارزشه.(بازم بی احترامی به شخص نیست هدفم)
شایان جان منم برای شما آرزوی خوشبختی میکنم و بهترینهارو همونطور که برا خودم میخوام بهتر تر تر تر از آرزوهای خودم و برای شما از خداوند میخوام.دردمون یکیه شایان جان. البته درد نیست صبوری لازمه یکم سخته.مرسی از راهنماییات.
دیشبم دوباره مادرم تماس گرفتند و مادر دختر خانوم از زبان پدر دختر خانوم گفتند که به هیچ عنوان راضی به ازدواج دخترشون نمیشن.خب این منو دیگه بیخیال کرد تا حدودی ولی بازم مادرم میگه بزار یکاری کنیم بفهمیم مزه ی دهن خود دختر خانوم چیه تا باز بدونیم چیکار کنیم.خدایا شکرت من این مادر و نداشتم تا حالا مرده بودم از غصه.همه ی مادرای مهربون و برا فرزندشون نگه دار.









علاقه مندی ها (Bookmarks)