میگم حداقل بریم با خانواده بگیم که اغا اگه شما خوشتون اومد و راضی هستید- تو کارآموزی از این و انور شنیده بودم که مثه این که این دختر خانم از من خوشش اومده بود- بعد خدمت خدمتتون برسیم.یعنی 23 سالگی که فکر کنم اون خانمم ازدواج نکرده باشه دیگه.میگم حداقل یه باب آشنایتم باز باشه.اینم کار بدیه خداییـــ؟؟؟؟خوب برم دوست بشم آیا؟؟.از ایناشم نیستم که بگم این نشه خودم میکشم و این عشق اول و آخر منه و اعتصاب غذا کنم.نه اصن.ولی خوب منم نمیخوام با چند نفر باشم و حال کنم و بعد برم.میگم حداقل باب آشنایت باز باشه.حالا اگه اون خانم خواستگار خوب داشت که فبه حال نه اگر نداشت خوب ما حداقلش اینه که قبلا یه اظهار وجودی کردیم دیگه.این معقول نیست؟؟.بعدشم طرز فکر که تو کلیات عوض نمیشه میشه خدایی؟؟؟؟.نظرتون حالا چیه.بی تعارفا








علاقه مندی ها (Bookmarks)