سعی میکنم جلوی خودمو بگیرم ولی خود همین که نفهمه عصبانی شدم از دستش بیشتر عصبانیم میکنه ! وقتی عصبانیم به خودم میگم چرا باید خوشبحالش شه و نفهمه که چقد ناراحتم ازش و مجبور نشه معذرت بخواد یانازمو بکشه! در واقع باید گفت پرروم کرده،دعواهامم همیشه سر چیزای مسخره س در واقع بهانه گیریه. وقتی میشینم فکر میکنم اون بیچاره بدون هیچ تعهدی 5 ساله به من کاملا وفاداره میبینم یه خرده کنترل اعصاب چیز زیادی نیست ولی افسوس که در عمل یهو آتشفشان میشمالبته از اول اینجور نبودما،این بخشی از اخلاقم هست ولی از وقتی که از هم دور شدیم ـ دانشجوی ارشد تو دو شهر متفاوتیم ـ و دلم براش تنگ میشه هی بهانه میگیرمو غر میزنمو بحثای الکی راه میندازم.یعنی دلتنگی بابت خودشو سر خودش خالی میکنم طفلک
فکر میکنم اگه ازدواج کنیم همه چیز درست شه دوباره.
حتی اگه این اخلاقم باعث نشه رابطه مون به هم بخوره،این کارا منو تو چشمش یه زن هیستریک عصبی جلوه میده یعنی از اعتبارم پیشش کم میشه ،شاید دیگه اون حسابی که روم بعنوان یه زن عاقل و مشاور خوب داشته از دست بده. امیدوارم بتونم خودمو بیشتر کنترل کنم و اینجور نشه.
برای توام آرزوی موفقیت میکنم![]()







البته از اول اینجور نبودما،این بخشی از اخلاقم هست ولی از وقتی که از هم دور شدیم ـ دانشجوی ارشد تو دو شهر متفاوتیم ـ و دلم براش تنگ میشه هی بهانه میگیرمو غر میزنمو بحثای الکی راه میندازم.یعنی دلتنگی بابت خودشو سر خودش خالی میکنم طفلک
فکر میکنم اگه ازدواج کنیم همه چیز درست شه دوباره.

علاقه مندی ها (Bookmarks)